شرايط قبلًا محقق شده باشد و بعد بخواهد وقاع كند اين در شرع مقدس و ارتكاز متشرعه زنا نيست ولى اگر قبلًا انشاء لفظى نشده باشد و الآن بخواهد با وقاع انشاء زوجيت كند اين مصداق زناست . و در ارتكاز متشرعه بين دو صورت فرق است شخص نمىتواند با وقاع قصد زوجيت كند . و اگر چنين كرد سفاح و زنا مىباشد .
و بذلك يمتاز النكاح عن السفاح ؛ يعنى در ارتكاز متشرعه چنين است : وطى كه نقطهء مشترك بين نكاح و سفاح است چنانچه مسبوق به صيغهء قبلى باشد وطى نكاحى است و اگر با خود مباشرت انشاء زوجيت كنند وطى سفاحى است . پس صيغهء خواندن ، وطى را از زنا بودن جدا مىكند . اين مطلب اگر مراد شيخ باشد واضح البطلان و عجيب نيست و اگر در عبارت خللى هم هست به هر حال مراد شيخ ظاهراً همين است .
5 ) اشكال استاد مد ظلّه به تقريب أخير كلام شيخ انصارى رحمه الله :
اشكالى كه بر اين تقريب ممكن است وارد شود اين است كه :
درست است كه ارتكاز متشرعه اين است كه وقاع بايد بعد از انشاء عقد باشد و نمىشود با وقاع ، انشاء عقد كرد ولى لازمهء اين سخن اين نيست كه هميشه وسيلهء انشاء عقد بايد لفظ باشد همانطور كه در باب عقد بيع هر چند انشاء لازم است ليكن مىتواند بيع معاطاتى و انشاء فعلى باشد .
در باب نكاح هم چه مانعى دارد كه زن را با تسليم كردن نه با عقد لفظى ، به ازدواج ديگرى در آورند يعنى هنگامى كه زن را به قصد تحقق زوجيت تسليم كنند بدين وسيله عقد نكاح انشاء شود و براى اينكه مقدمهء حرامى هم مرتكب نشوند مثلًا دستكش به دست كند كه قبل از تحقق زوجيت به نامحرم دست نزده باشد « 1 » و وقتى انشاء زوجيت با تسليم انجام شد زن بر او حلال شود چنين كارى با ارتكاز متشرعه غرابت آن چنانى كه شيخ فرموده ندارد . نتيجه آن كه : براى خروج از سفاح لازم نيست فقط انشاء لفظى در كار باشد .
هامش
( 1 ) هر چند حرام بودن اين اسباب منافات با صحت و تأثير آنها در تحقق علقهء نكاح ندارد .