لكن اين مطلب واضح البطلان است و مقام شيخ اقتضاء مىكند سخن ايشان مطلب ديگرى باشد .
3 ) جواب مرحوم آقاى حكيم به فرمايش شيخ رحمه الله :
از خصوصيات آقاى حكيم اين است كه ايشان خيلى در تعبيرات مؤدّب هستند ايشان ديدهاند ذيل كلام مرحوم شيخ به حسب ظاهرش سخن ناجورى است لذا با آنكه قسمت اول كلام شيخ را نقل كردهاند ذيل كلام ايشان « و بذلك يمتاز النكاح عن السفاح » را نقل نكردهاند اما مطلب آن را جواب دادهاند .
مرحوم آقاى حكيم مىفرمايند : السفاح الوطء لا بعنوان الزوجية و فى النكاح الوطء بعنوان الزوجية و ان لم يكن إنشاؤها باللفظ كما فى نكاح بعض أهل الشرايع الباطلة فانه نكاح و ليس بسفاح و ان كان « 1 » به غير لفظ « 2 »
ايشان مىفرمايند : فارق بين نكاح و سفاح اعتبار و عدم اعتبار لفظ نيست بلكه فارق اين است كه مباشرتى كه در نكاح هست همراه با قصد زوجيت است و مباشرتى كه در سفاح هست به عنوان زوجيت نيست پس اگر در نكاح اصلًا انشاء - لفظى و غير لفظى - لازم نباشد لازمهاش اين نيست كه فرقى بين نكاح و سفاح نباشد بعلاوه اگر ما در نكاح ، انشاء لفظى را معتبر ندانيم لكن اصل انشاء زوجيت كه لازم است ؛ پس فارق دوم نكاح و سفاح اين است كه مباشرتى كه در نكاح هست مسبوق به انشاء زوجيت است هر چند انشاء فعلى است بر خلاف سفاح كه مسبوق به انشاء زوجيت نيست پس لازمهء عدم اعتبار انشاء لفظى اين نيست كه اصلًا فرقى بين نكاح و سفاح نباشد .
4 ) توجيه فرمايش شيخ انصارى قدس سرّه :
مقام شيخ انصارى أجلّ از اين است كه بفرمايد : اگر لفظى در كار بود بدون اينكه هيچ قيد و شرطى در كار باشد چه قصد زوجيت بكند چه نكند اين نكاح باشد اما اگر لفظ در كار نبود سفاح مىشود اين مطلب را يك طلبهء عادى هم بر زبان جارى نمىكند چه برسد به شيخ انصارى با آن عظمت .
به نظر مىرسد مراد شيخ اين است كه اگر قبلًا انشاء لفظى باشد و مقدمات و
هامش
( 1 ) يعنى و ان كان إنشاؤها به غير لفظ .
( 2 ) مستمسك العروة 14 / 368 .