24 / 6 / 1380 شنبه درس شمارهء ( 332 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
فصل فى العقد و أحكامه
مسئلة 1 : يشترط فى النكاح الصيغة بمعنى الايجاب و القبول اللفظيين فلا يكفى التراضى الباطنى و لا الايجاب و القبول الفعليين .
بحث در اين است كه سبب انعقاد نكاح چيست ؟ آيا لفظ معتبر است يا نه ؟ و اگر معتبر است آن لفظ چيست ؟
1 ) عدم كفايت تراضى باطنى :
أصل اينكه تراضى باطنى كافى نيست و نكاح محتاج انشاء است از بديهيات است و اين مطلب اختصاص به نكاح ندارد . تراضى باطنى براى تحقق هيچ كدام از عقود كافى نيست . فرض كنيد مردى مىخواهد ازدواج كند ، فقط يك همسر واجد شرايط وجود دارد ، و با مهرى حاضر به ازدواج مىشود كه اين شخص تمكّن پرداخت آن را دارد زن هم به شرايط اين مرد راضى است آيا مجرّد تراضى طرفين كافى است براى اينكه اين دو ، زن و شوهر شوند ؟ ! اين خلاف ضرورت فقهى و قوانين عقلائى است . بنابراين در تحقق نكاح ، انشاء معتبر است .
اكنون بحث در اين است كه آيا انشاء بايد لفظى باشد يا آن كه انشاء فعلى هم كافى است ؟ در باب بيع خيلى از متأخرين انشاء فعلى [ بيع معاطاتى ] را كافى دانستهاند هر چند بين قدماء مسأله محلّ خلاف بوده است .
* در تقريرات مرحوم حاج شيخ عبد لكريم حائرى قدس سرّه هست كه « بعضى من عاصرناه » گفتهاند كه اگر كسى به قصد زوجيت وقاع كند زوجيت با آن محقق مىشود « 1 » معلوم مىشود در طبقهء مثلًا اساتيد ايشان كسى بوده كه ايشان عصر او را
هامش
( 1 ) كتاب النكاح / تقريرات مرحوم آشتيانى ، ص 183 .