ميل پيدا كردهاند . خود شيخ سليمان بحرانى در مسأله توقف كرده و قائل به احتياط شده است . البته بعضى گفتهاند عبارت شيخ سليمان مختلف نقل شده ولى به نظر ما ايشان توقف و احتياط كرده است .
شيخ عبد الله صالح سماهيجى شاگرد شيخ سليمان بحرانى و از افراد بسيار متعصّب و سرسخت در اخباريت بوده است . او هم در اين مسأله توقف و احتياط كرده است .
يكى ديگر از اخباريين كه مايل شده به تحريم ، شخصى به نام شيخ محمد جعفر بن محمد طاهر كرمانى اصفهانى خراسانى و معروف به كرباسى است كه ولادتش در سال 1080 و وفاتش در سال 1175 بوده و حاشيهاى هم بر كفايه مرحوم سبزوارى دارد . وى صوفى مآب بوده و آراء شاذّى دارد .
يكى ديگر از اشخاصى كه قائل به تحريم شده ، سيد عبد الله جزائرى است كه ولادتش ظاهراً در سال 1107 و وفاتش در سال 1173 بوده است .
يكى ديگر از قائلين به حرمت ، صاحب حدائق است . وى علاوه بر بحث مفصل در حدائق رسالهاى هم در حرمت جمع بين فاطميتين نوشته است كه صاحب جواهر از آن رساله نقل مىكند . صاحب حدائق مىگويد : من اين رساله را به بعضى از معاصرين دادم و او هم نظر مرا قبول كرد . لذا اين شخص معاصر صاحب حدائق كه نمىدانيم كيست ، او هم جزء قائلين به حرمت است . خلاصه اينكه اين مسأله قبل از قرن يازدهم اصلًا معنون نبوده و توسط همين عده از اخباريها شرح و بسط يافته است .
2 ) نسبت قول به تحريم به شيخ صدوق :
البته صاحب حدائق براى تثبيت مطلب ادعا مىكند كه شيخ صدوق متوفاى 381 هم قائل به حرمت است چون روايت را در علل نقل كرده و به آن اشكال نكرده با اينكه دأب صدوق در تمام كتابهايش اين است كه وقتى روايتى را نقل مىكند اگر