روايات صفوان را جايگزين طريق خود به صفار كرده است . « 1 » و بنابراين چون دليلى بر وثاقت مشايخ صفار نداريم ، لذا اين روايت با اين سند قابل اعتماد نيست .
4 ) بررسى سند روايت در علل ( بررسى حال ابان بن عثمان و محمد بن على ماجيلويه ) :
آقايان به روايت علل تمسك كردهاند . سند روايت در علل بدين گونه است :
محمد بن على ماجيلويه عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن أبيه عن ابى ابى عمير عن ابان بن عثمان عن حمّاد قال : سمعت أبا عبد الله « عليه السلام » » غير از ابان بن عثمان و محمد بن على ماجيلويه بقيه سند بىترديد از اجلّاء ثقات مىباشند در اين سند از ناحيهء ابان بن عثمان نيز اشكالى نيست و اينكه بعضى نسبت فطحى بودن يا ناووسى بودن به او دادهاند تمام نيست . شايد وجه اينكه نسبت ناووسى بودن به او دادهاند مطلبى است كه از فخر رازى نقل گرديده كه اصطلاح ناووسى گاهى در مورد كسى استعمال مىشود كه معتقد به بعضى اعتقادات ولايتى مثل علم غيب امام يا افضل بودن او باشد ؛ اعتقادى كه در زمان ائمه ، نامتعارف و غلوّ به حساب مىآمده است ، چون خود فرقهء ناووسيه كه حضرت صادق « عليه السلام » را امام آخر و امام غيب و حىّ
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) يكى از روشهايى كه در نزد قدماء معمول بوده تلفيق دو سند و ايجاد سند ديگر بوده است ، مثلًا شيخ صدوق روايتى را كه با نام « احمد بن محمد » آغاز مىشده از كافى برگرفته و چون مراد از وى را احمد بن محمد بن عيسى دانسته طريق خود را به احمد بن محمد بن عيسى بر سر اين سند قرار مىدهد ، اين گونه تلفيق سند كه مبتنى بر نوعى تبديل در اسناد بوده روش شايعى در نزد شيخ كلينى ، شيخ صدوق ، أبو العباس نجاشى ، شيخ طوسى بوده ، حال اگر در تعيين مراد از احمد بن محمد ( در مثال فوق ) اشتباه رخ دهد يا اساساً احمد بن محمد مصحّف محمد بن احمد باشد ، قهراً دو سند غير مرتبط به هم متصل شدهاند ( ر . ك . علل 2 : 389 / 1 ( كافى 4 : 169 / 2 ، احمد بن محمد در كافى احمد بن محمد عاصمى است ولى صدوق وى را احمد بن محمد بن عيسى پنداشته و طريق خود را به او جايگزين كرده است . در بحث ما نمونهاى از اين امر رخ داده ، ظاهراً نجاشى در جايى ديده است كه صفوان از سندى بن الربيع كتاب او را روايت مىكند كه در واقع صفوان مصحّف صفار بوده است و نجاشى متوجه نشده ، طريق عام خود را كه تمام مرويات صفوان ( بن يحيى ) را شامل مىگردد بر سر اين سند قرار داده ، لذا سند تلفيقى فوق پديد آمده است كه كاملًا عجيب مىنمايد .
شناخت اسناد تلفيقى و روش تعويض اسناد در بحثهاى رجالى اهميت فوق العادهاى دارد كه توضيح آن در اينجا نمىگنجد .