ب ) بررسى سند روايت :
1 ) لزوم بررسى سندى :
نزاع بر سر دلالت روايت بر حرمت يا كراهت متوقف بر اين است كه سند روايت اشكالى نداشته باشد و الّا سند روايت اشكال داشته باشد نه حرمت و نه كراهت قابل اثبات نخواهد بود ، چون مبناى تسامح در ادلهء سنن حد اكثر استحباب ترك را اثبات مىكند ، و اثبات استحباب ترك مستلزم اثبات كراهت به اين معنى كه شىء حزازتى داشته باشد كه مانع قبول خيلى از اعمال شود ، نيست و اگر مبناى تسامح در ادلهء سنن را منكر شديم به طريق اولى كراهت ثابت نمىشود . اينك به بررسى سند روايت مىپردازيم .
2 ) بررسى سند تهذيب و تقريب اعتبار آن :
اين روايت هم در تهذيب و هم در علل نقل شده است . سند آن در تهذيب چنين است : على بن الحسن عن السّندى بن ربيع عن محمد بن ابى عمير عن رجلٍ من اصحابنا قال :
سمعت أبا عبد الله « عليه السلام » بنابر سند مذكور در نگاه اول مىتوان روايت را موثّقه دانست به لحاظ اينكه على بن الحسن كه در سند واقع شده ، على بن الحسن بن فضّال است كه فطحى مذهب است هر چند در وثاقت او هيچ تأملى نيست . از ناحيهء ارسال روايت هم اشكالى وجود ندارد چون مرسلات ابن ابى عمير را معتبر مىدانيم به اين معنى كه حكم به وثاقت و امامى بودن مروىّ عنه مىكنيم . در مورد سندى بن ربيع هم اشكالى نيست چون نجاشى تعبير مىكند كه كتاب سندى بين ربيع را صفوان و غير او روايت كرده است و اين صفوان بر قرينهء طريقى كه نجاشى ذكر كرده « 1 » صفوان بن يحيى است و صفوان بن يحيى هم جزء كسانى است كه لا يروون
هامش
( 1 ) رجال نجاشى 187 / 496 « محمد بن عبد الجبّار و على بن اسماعيل [ بن عيسى ] عن صفوان عن السندى بكتابه » محمد بن عبد الجبار و على بن اسماعيل دو راوى عمده صفوان بن يحيى مىباشند .