شدن متعه براى افراد ، غالباً « 1 » مشكلهاى ايجاد مىكرده ، مقيد مىشود و گرنه اين مسأله ذاتاً اشكالى ندارد .
به نظر ما اين كلام هم وجه خوبى است .
نتيجه اينكه ازدواج با خواهر متمتعه در ايام عدهء او در اين شرايط فعلى ذاتاً جايز است هر چند احتياط مستحب در ترك آن است .
د ) توضيح مسأله 48 : [ و الظاهر انه كذلك اذا وهب مدتها و ان كان مورد النص انقضاء المدة ]
1 ) متن عروه :
و الظاهر انه كذلك اذا وهب مدتها و ان كان مورد النص انقضاء المدة
2 ) توضيح مسأله :
اگر در صورت انقضاء مدت قائل به لزوم احتياط و عدم جواز ازدواج با خواهر متمتعه در ايام عده شويم ، عرف بين اين صورت و جايى كه مرد مدت باقى مانده را ببخشد و از او جدا شود ، فرقى نمىگذارد و حكم عدم جواز را در اين مورد هم سارى مىداند لذا مرحوم سيد در هر دو مورد احتياط كرده ، ولى ما در هر دو مورد به مطلقات تمسك مىكنيم و قائل به جواز مىشويم
ه ) بررسى مسأله 49 : [ اذا زنى باحدى الاختين جاز له نكاح الاخرى فى مدة استبراء الاولى ]
1 ) متن عروه :
اذا زنى باحدى الاختين جاز له نكاح الاخرى فى مدة استبراء الاولى
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) كلمه « غالباً » در كلام استاد ( مد ظله ) ناظر به دفع اين اشكال است كه گاه گفته مىشود حمل روايات بر صورت ضرورت ، صحيح نيست و پاسخ آن اين است كه در جايى كه ضرورت فرد نادر مطلق باشد حمل مطلق بر آن ، با اشكال حمل مطلق بر فرد نادر روبروست ، ولى اگر ضرورت ، فرد شايع و بلكه غالب باشد ، حمل مطلق بر ضرورت ، هيچ مشكلى ندارد .