تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3042

مساهمون:

ص٣٠٤٢

ج ) جمع دو روايت عنبسه و جميل :

صاحب حدائق نخست مىفرمايد : لا اعرف وجهاً للجمع بينهما « 1 » سپس توجيهى را مطرح فرموده كه ظاهراً همان فرمايش مرحوم شيخ است .

1 ) فرمايش مرحوم شيخ طوسى در جمع بين دو روايت :

مرحوم شيخ طوسى در نهاية ، و به تبع ايشان ابن برّاج در مهذّب « 2 » ، دو روايت را جمع كرده و مىفرمايد : فان كان قد عقد عليهما بلفظ واحدة ثمّ دخل بواحدة منهما كان عقدها ثابتاً و يخلّى سبيل الاخرى ، فان كان عقد عليهما بلفظتين ثمّ دخل بالّتى بدأ باسمها عقدها صحيحاً و ان دخل ذكرها ثانياً كان النكاح باطلًا و تلزمها العدة لاجل الدخول . « 3 » ايشان روايت تخيير را بر موردى حمل نموده كه عقد واحد بالفظ واحد انجام گرفته ، و البته در صورت نزديكى كردن به يكى از آنها ، تعيّن پيدا مىكند و تخيير از بين مىرود . ليكن مورد اسبقيت را جايى دانسته كه عقد واحد با دو لفظ تحقق يافته است .

2 ) جمع دو روايت توسط استاد مد ظله :

انشاء صيغه ممكن است به يكى از دو صورت زير انجام گردد : 1 - با تقديم لفظ نكاح مثل : انكحت هنداً و زينبَ 2 - با تأخير لفظ نكاح مانند : هند و زينب انكحتهما او منكوحتان يا هنداً و زينب انكحت به نظر مىرسد چنانچه از قبيل نوع اول باشد يعنى انكحت را بگويند سپس اسامى را بياورند ، در اين صورت عقد بر اسمى كه اول برده شده ، واقع مىگردد و عقد دومى باطل است . در مورد پنج زن نيز عقد پنجمى باطل خواهد بود . اما اگر به صورت دوم باشد يعنى نخست اسامى را ذكر كرده ، سپس انكحت يا
هامش
( 1 ) حدائق - ج 23 - ص 526 ( 2 ) ابن برّاج معمولًا در مسائل از شيخ پيروى مىكند . ( 3 ) نهاية