همين مقدار براى اثبات حكم كافى بود ، « 1 » ولى ذوق عرفى در كار نيست ، البته از مسأله كافرى كه مسلمان شده و بيش از چهار زن دارد ، ممكن است بالملازمه العرفيه حكم مسأله جمع بين پنج زن را استفاده كرد ( كه البته در آن هم تأمل است ) و به هر حال استفاده حكم مسأله جمع بين دو خواهر از مسأله اسلام كافر يا مسأله جمع بين پنج زن ، با ملازمه عرفيه امكانپذير نيست .
بنابراين اثبات حكم تخيير در مسأله جمع بين الاختين بايد با همان تقريبى كه در جلسهء قبل آورديم استدلال كرد .
در ادامه بحث جلسه قبل بررسى روايت عنبسه بن مصعب كه مىتوان به عنوان معارض روايت جميل به شمار آيد لازم است ، البته مشابه آن در نقل دعائم الاسلام به گونه مرسل آمده كه از جهت سندى قابل اعتماد نيست ، ولى نقل عنبسه را مىتوان تصحيح كرد . « 2 »
ب ) بررسى روايت عنبسة بن مصعب :
1 ) متن حديث :
الحسن بن محبوب عن على بن رئاب عن عنبسة بن مصعب قال سألت أبا عبد الله « عليه السلام » عن رجل كانت له ثلاث نسوة فتزوج عليهن امرأتين فى عقد واحد ( عقدة
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) به عقيده استاد مد ظله ملازمات عرفيه تا دليل معتبرى بر خلاف آن نباشد ، معتبر است و مواردى كه بر خلاف اين ملازمات عرفيه حكم شده همچون روايت ابان بن تغلب در مورد ديه قطع اعضاء ، منافاتى با اعتبار ذاتى اين ملازمات ( لو لا الردع ) ندارد .
( 2 ) ( توضيح بيشتر ) در سند روايت ، تنها عنبسه بن مصعب نياز به بحث دارد ، با عنايت به روايت ابن ابى عمير و صفوان از عنبسه بن مصعب ( فقيه 3 : 420 / 4463 ، كافى 6 : 143 / 9 ، ر . ك . رجال الكشى 291 / 515 ) مىتوان وى را امامى ثقه دانست ، البته در رجال كشى : 365 / 676 وى را از ناووسيه خوانده است كه امام صادق « عليه السلام » را امام قائم مىدانستهاند ، ولى با عنايت به نقل كافى 1 : 307 / 7 ( و نيز ر . ك . اعلام الورى 1 : 517 و به نقل از آن در بحار 47 : 14 / 11 ) مىتوان گفت كه وى روايتى از امام باقر « عليه السلام » را بدرستى نفهميده و با توضيح امام صادق « عليه السلام » از قول به قائم بودن و آخرين امام بودن آن حضرت دست كشيده است ، گفتنى است كه روايتى كه در فصول مختاره : 305 در تأييد ناووسيه به نقل از عنبسه بن مصعب آمده از وى ثابت نيست و ممكن است از سوى ناووسيه به وى نسبت داده شده باشد .