واحدة ، فقيه ) فدخل بواحدة منهما ، ثم مات ؟ فقال ان كان دخل بالمرأة الّتى بدأ باسمها و ذكرها عند عقد النكاح ، فانّ نكاحها جائز و لها الميراث و عليها العدّة ، و ان كان دخل بالمرأة الّتى سمّيت و ذكرت بعد ذكر المرأة الأولى فانّ نكاحها باطل و لا ميراث لها و عليها العدّة . « 1 »
فقيه نيز روايت را از طريق ابن ابى عمير از عنبسه بن مصعب نقل كرده است « 2 »
2 ) تذكرى دربارهء اشتباه جامع الاحاديث :
روايت عنبسة در سه جاى تهذيب نقل شده است . « 3 » در جلد 7 پس از نقل حديث ، عنوانى را براى ورود به مبحث تزويج پنج زن آورده كه از خود مرحوم شيخ است و در دو جاى ديگر از تهذيب ، اين عنوان نيامده است . اما در جامع الاحاديث اشتباهاً آن را به عنوان بخشى از حديث نثل كرده است . البته در چاپهاى جديد تهذيب ، آن قسمت را به طور واضح ، از حديث جدا كردهاند .
3 ) توضيح مختصرى از حديث عنبسة :
مردى سه زن داشته ، با عقد واحد دو زن ديگر را تزويج كرده ، و پس از دخول با يكى از آنان ، از دنيا رفته است . حضرت مىفرمايند . اگر به فردى كه نخست نامش برده شده ، نزديكى كرده ، نكاحش صحيح ، ارث نيز مىبرد و بايد عدهء وفات بگيرد .
ولى اگر دخول نسبت به فرد دوم انجام گرديده ، نكاح او باطل ، ارث هم نمىبرد ، و بايد عدّه شبهه نگه دارد . « 4 »
بنابراين ، طبق اين حديث ، ميزان تشخيص زوجهء واقعى از غير او ، عبارت از تقدّم ذكرى و اسبقيت نام در موقع اجراى صيغه عقد است ، كه با تخيير مستفاد از روايت جميل بن درّاج سازگار نبوده و به حسب ظاهر ، دو روايت معارض هستند .
هامش
( 1 ) تهذيب 7 : 295 / 1236 / 72
( 2 ) فقيه 3 : 273 / 4463
( 3 ) تهذيب 9 : 297 / 1063 / 23 و 385 / 1374 / 7
( 4 ) البته در دخول به شبهه هم مهر وجود دارد ولى مهر المثل لازم مىگردد ، ولى دخول به عقد صحيح سبب استقرار تمام مهر المسمى مىگردد .