روايت سوم : صحيحهء حنان بن سدير ( صحيحة على التحقيق و موثقة على المسلك الآخر ) احمد بن محمّد بن عيسى عن الحسين بن سعيد عن صفوان عن حنان بن سدير قال :
كنت عند ابى عبد الله عليه السلام اذ سأله سعيد عن رجل تزوّج امرأة سفاحاً هل تحل له ابنتها ؟ قال : نعم ان الحرام لا يحرم الحلال .
همين روايت در قرب الاسناد به سند ديگر با اختلاف در متن آمده است و آن روايت چنين است :
محمّد بن عبد الحميد و عبد الصمد بن محمّد جميعاً عن حنان بن سدير قال : سأل ابا عبد الله عليه السلام رجل و أنا عنده فقال جعلت فداك ما تقول فى رجل أتى امرأة سفاحاً أ تحل له ابنتها نكاحاً ؟ . قال : نعم لا يحرّم الحلال الحرامُ
البته متن قرب الاسناد به نظر مناسبتر از متن تهذيبين است با آنكه معمولًا تهذيبين معتبرتر هستند . زيرا تزوّج بر سفاح و زنا ، اطلاق نمىشود مگر اينكه توجيه عبارت تهذيبين اين باشد كه تزوج امرأةً و أيتها سفاحاً [ تزوّج باطل و غير مشروعى انجام داد ]
امّا وجه اينكه به زنا سفاح گفته مىشود اين است كه سفاح به معناى صبّ الماء و ريزش آب است منتهى مراد بىقاعده ريختن است .
اين روايت به نظر ما صحيحه « 1 » است زيرا حنان بن سدير هر چند واقفى است لكن همانطور كه شيخ بهائى فرموده و ما هم مكرّر گفتهايم أمثال صفوان كه از اصحاب اجماع است و از اصحابى است كه لا يروون و لا يرسلون الّا عن ثقة ، طبق تحقيق شيخ بهائى نقل اينها قبل از وقف يعنى در زمان حيات حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بوده است « 2 » و چون اين روايت در زمان استقامت از آنها نقل شده روايت
هامش
( 1 ) - ولى معمولًا اين روايت را موثقه دانستهاند . امّا تعبير محقق خوئى از اين روايت به صحيحه بر خلاف مسلك ايشان است ( مبانى العروة ج 1 / 383 ) .
( 2 ) - توضيح استاد مد ظله : در ابتداء وقف اصحاب ائمه رحمه الله سراغ واقفه نمىتوانستند بروند و شرايط ، اجازهء اخذ روايت به آنها نمىداد امّا بعد از آنكه امامت حضرت رضا عليه السلام تثبيت شد مشكل بر طرف شد .