تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2674

مساهمون:

ص٢٦٧٤

16 / 11 / 1379 يكشنبه درس شماره ( 288 ) سال سوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

بحث درس گذشته و اين درس مربوط است به موردى كه مردى بدون اذن عمه و خاله ، خواهر زاده و برادر زاده آنها را به عقد خود در مىآورد و پس از مدتى عمه و خاله اذن مىدهند . آيا اذن متأخر مىتواند عقد سابق را تصحيح كند يا نيازمند عقد جديد است ؟ بيان شده به روايت صحيحه زراره هم براى تصحيح اين عقد و هم براى بطلان تمسك شده است و در اين جلسه به ادامه بحث دربارهء صحيحه زراره و چگونگى استدلال به آن پرداخته شده است . سپس به بررسى سائر ادله بطلان يعنى ادله ناهيه از ازدواج بنت الاخ و بنت الاخت ، حديث على بن جعفر كه مىگويد « فناكحه باطل » و استدلال صاحب مدارك در نهاية المرام و نراقى در مستند كه مىگويند : دليل بر صحت اين عقد نداريم ، پرداخته شده است . * * *

الف ) بررسى مسأله 20 عروه :

1 ) نقل كلام محقق خويى رحمه الله :

مرحوم آقاى خويى فرمودند كه قواعد اوليه اقتضاء مىكند كه اگر عقدى حين انتساب به مالك فاقد شرط باشد و سپس واجد شرط شود معامله صحيح نيست و طبق قواعد اوليه فرق است بين موردى كه شخص فضولةً مال ديگرى را بفروشد و مالك بعداً اجازه دهد و بين آن فرضى كه خود مالك مال خود را بفروشد و حق ديگرى در آن باشد و صاحب حق ( مثلًا مرتهن ) بعداً اجازه بدهد يعنى به هنگام معامله ، بيع فاقد شرط باشد ، سپس واجد شرط شود ، در قسم دوم دليل بر صحت نداريم و در قسم اول دليل بر صحت هست ، البته اين تفكيك بر اساس قواعد است