تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2584

مساهمون:

ص٢٥٨٤
به مثال « اعجبنى حسن الحديقة » كه موضوعش فاعل غير ذى اراده است ، فاعل را در مسأله مورد كلام اعم از مختار و غير مختار دانست .

5 ) تحقيق كلام و بيان مختار استاد مد ظله :

به نظر ما ، نمىتوان على الاطلاق فعل را دال بر اختيارى و يا اعم از اختيارى و غير اختيارى دانست ، چون افعالى كه به انسان نسبت داده مىشود مختلف است ، گاهى حصول ماده هم بالاختيار ممكن است و هم بلااختيار مانند « نوم » كه ممكن است كسى با اختيار بخوابد يا بىاختيار خوابش ببرد ، در اين قسم اگر بگويند « من نام فحكمه كذا » مىتوان به اطلاق آن تمسك كرد و حكم را شامل هر دو قسم دانست . اما جايى كه حصول ماده نوعاً بالاختيار است مانند « اكل » كه غالباً با اختيار انجام مىگيرد و خوردن بىاختيار مانند كسى كه در خواب بخورد بسيار نادر است ، در اينجا لفظ ، از چنين « اكلى » منصرف است ، هيئت فعل هم كه بر چيزى بيش از اسناد ماده به فاعل دلالت نمىكند ، لذا هرگاه چنين فعلى را به انسان نسبت دهند از اين گونه موارد نادر منصرف است و دلالت بر « اكل » بالاختيار مىكند . و همين طور در عكس آن مانند « موت » كه نوعاً بلااختيار واقع مىشود و از مرگ اختيارى مانند خودكشى كه نادر الوقوع است منصرف است و لذا استفصال كردن از گوينده كه آيا مراد شما از اكل ، اعم از خوردن بلا اختيار ، و مراد شما از موت ، اعم از مردن بالاختيار است يا نه ؟ بىمورد است . مگر اينكه در جايى تناسبات حكم و موضوع باعث توسعه در مفهوم و مانع از انصراف مذكور گردد . نتيجهء در اين دو قسم اخير كه از فرد نادر منصرف است و استفصال مناسبتى ندارد ، نمىتوان به اطلاق لفظ تمسك كرد و حكم را شامل فرد نادر دانست . « دخول » نيز مانند « اكل » غالباً بالاختيار است و از دخول بلا اختيار شخص خواب منصرف است ، پس نمىتوان به اطلاق
« اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ »
تمسك كرد و دخول مرد خواب به زوجه‌اش را موجب حرمت نكاح با ربيبه دانست . زيرا ، به طور كلى