تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2583

مساهمون:

ص٢٥٨٣
استفاده مىشود تنها وجود يك فاعل براى تحقق فعل است اما آيا اين فاعل اصلًا موجود ذى اراده است يا غير ذى اراده ، دلالتى بر اين خصوصيات نمىكند . ممكن است حيوانى يا زلزله‌اى كه اصلًا اراده ندارد سبب تحقق قتل شده باشد . لذا در عبارت « دُخِل بهن » چون احتمال دخول به واسطهء موجود غير ذى اراده هم هست حكم شامل دخول غير اختيارى نيز مىگردد . « 1 »

4 ) مناقشهء استاد مد ظله به اصل كلام مرحوم خويى :

مرحوم آقاى خويى سابقاً در درس خود ، در مسألهء ارضاع مرضعهء خواب مىفرمودند : هرگاه فعل به فاعل نسبت داده شود ، ظهور در اختيارى بودن آن ندارد زيرا نه در مادهء فعل ، اختيار فهميده مىشود و نه از هيأت ، و لذا اسناد فعل به فاعل كه اصلًا اختيار ندارد نيز صحيح است مثل « اعجبنى حسن الحديقة » بنابراين ارتضاع از مرضعهء خواب هم موجوب محرميت مىگردد . به نظر ما ، مثالى كه ايشان مىزدند ، مربوط به فاعل غير ذى اراده است و از آن نمىتوان حكم فعلى كه از فاعل ذى اراده اما بلا اختيار صادر شده را اثبات نمود . چون ممكن است كسانى كه قائل به ظهور فعل منسوب به فاعل در اختيارى بودن هستند ( همانطور كه خود مرحوم آقاى خويى در اينجا در مسألهء « دخول » ظهور فعل معلوم را بر خلاف فعل مجهول در خصوص فاعل ذى اراده دانسته‌اند ( و ما بر همين اساس در مقابل اين اشكال از ايشان دفاع كرديم ) ، ادعا كنند كه موضوع كلام در مسألهء « ظهور فعل در اختيارى بودن » نيز فاعل ذى اراده است و نمىتوان با استناد
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) ان قلت : در جمله « دخل بهن » هم مراد اين نيست كه دخول به اين زن انجام شده است بلكه مراد دخول شوهران اين زنها به آنها است ، پس فاعل به هر حال فاعل مختار است . قلت : هر چند ما علم خارجى داريم كه فاعل دخول شوهران آنها هستند ، ولى در جمله صريحاً اين نسبت ذكر نشده است پس ممكن است كسى در اينجا ادعا كند كه انصراف فعل به فاعل مختار در جايى است كه نسبت صريح به فاعل مختار داده شود ولى در جايى كه چنين نسبتى بالصراحه ذكر نشده باشد ، چنين انصرافى در كار نيست ، هر چند ما به قرينه خارجى بفهميم كه فعل از فاعل مختار سر زده است .