تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2578

مساهمون:

ص٢٥٧٨
وطى كرد ) لم يحد و لكن عليه مهر المثل ( چنانچه در روايت آمده و وارد بحث آن نمىشويم ) و لو حبلت فان كان الواطى هو الابن عتق الولد قهراً مطلقاً ( چه ولد پسر باشد يا دختر ) و ان كان الاب لم ينعتق الا اذا كان أنثى نعم يجب على الاب فكه ان كان ذكراً .

2 ) ذكر يك اشكال :

در وطى به شبهه اگر واطى ، پدر باشد مولود اگر دختر باشد ، آزاد مىشود اما اگر مولود پسر باشد آزاد نمىشود بلكه بر واطى است كه او را بخرد و آزاد كند اين تفصيل سيد در عروة با مطلبى كه در بحث اماء و عبيد همين كتاب النكاح دارند سازگار نيست ، زيرا در آنجا مىفرمايند كه اگر يكى از اين دو ، مملوكه ديگرى را شبهةً وطى كرد و فرزندى متولد شد اين فرزند آزاد است چون تابع أشرف أبوين است و مفروض اين است كه واطى حر است و موطوئه ، مملوكه است ، آن سخن سيد در عروه با اين مطلب كه « لم ينعتق نعم يجب على الاب فكه » كه در مقام آمده سازگار نيست . آيا بين دو كلام صاحب عروه تنافى هست ؟

3 ) توضيح استاد مد ظله درباره عبارت :

واقع قضيه اين است كه سيد در خيلى موارد چون فروغ متعدد را در ازمنهء مختلف جمع‌آورى كرده است ، تناقضاتى بين فتاواى ايشان ديده مىشود ، به نظر مىرسد كه مرحوم سيد به فتواى اينجا توجه نداشته ، بلكه در بحث اماء و عبيد مسأله را مستقلًا بررسى كرده و تعارض روايات را ديده و بعد از بررسى ، فتواى نهايى خود را داده است . پس بين دو مقام تنافى هست ، قرآن كريم نيز مىفرمايد : و لو كان من عند غير اللَّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً . « 1 » مرحوم آقاى حكيم خواسته‌اند توجيهى بكند اما اين توجيه محصّلى ندارد .
هامش
( 1 ) - نساء / 82 .