نگاه كنند يعنى عورت ، كه متعارف همان نگاه شهوانى است ، باز موجب حرمت است .
8 - روايت كاهلى « 1 » عن ابى عبد الله عليه السلام « قال : سألته عن رجلٍ تكون له جارية فيضع ابوه يده عليها من شهوة او ينظر منها الى محرم من شهوة فكره ان يمسّها ابنه »
در اين روايت تعبير كراهت وارد شده كه بعضى به همين دليل خواستهاند آن را شاهد جمع بين روايات قرار دهند و لذا حكم مسأله را كراهت بدانند نه حرمت . ولى همانطور كه آقاى خويى « رحمه الله » هم فرمودهاند كسى كه با مصطلحات روايى آشنا باشد مىداند كه كراهت در روايات به معناى مصطلح متأخرين به كار نمىرود بلكه اگر ظهور در تحريم نداشته باشد ظهور در كراهت مصطلح ما ندارد و اعم از حرمت و كراهت است لذا اين روايت اگر خودش از ادلّه تحريم نباشد ، نمىتواند با ادلهء تحريم معارضه كند . مشهور فقها هم قائل به حرمت شدهاند و فقط ابن ادريس و محقق و شهيد اول ظاهراً قائل به كراهت شدهاند و فتواى علّامه هم مختلف است .
نتيجهگيرى : نتيجه اين شد كه مسّ عن شهوة مطلقاً باعث حرمت است اما نظريه به شهوت فقط در صورتى كه به فرج باشد باعث حرمت است نه آنطور كه مرحوم سيد فرموده كه مطلقا قائل به حرمت شده در ضمن ، اين روايتها كلًا مربوط به مملوكه بود اما محلّله يا مزوّجه را شامل نمىشوند . لذا نظر و لمس در مورد غير مملوكه حكمش از اين روايات استفاده نمىشود . البته موضوع وطى فرق مىكند و موطوئه كلًا حرام مىشود چه مملوك باشد ، چه محلّله باشد و چه مزوّجه .
ب ) متن عروة :
مسأله 3 : تحرم على الزّوج امّ الزوجه و إن علت الخ .
مسأله 4 : لا فرق فى دخول بين القبل و الدّبر و يكفى الحشفه او مقدارها و لا يكفى الانزال على فرجها من غير دخول و ان حبلت به ( اين مقدارى كه گفته شد دليلى محكمى ندارد بلكه صدق دخول كفايت مىكند و اگر در جاهاى ديگر مثل باب
هامش
( 1 ) . . .