تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1977

مساهمون:

ص١٩٧٧
رئاب عن على بن بشير النبال قال : سألت ابا عبد الله عليه السلام عن رجل تزوج امرأة فى عدتها و لم يعلم و كانت هى علمت انه قد بقى من عدتها و انه قذفها بعد علمه بذلك فقال : ان كانت علمت ان الذي صنعت يحرم عليها فقدمت على ذلك فان عليها الحد حد الزانى و لا ارى على زوجها حين قذفها شيئاً و ان فعلت ذلك بجهالة منها ثم قذفها بالزنا ضرب قاذفها الحد و فرق بينهما و تعتد ما بقى من عدتها الاولى و تعتد بعد ذلك عدة كامله در اين روايت يك بحث سندى در رابطه با على بن بشير بنال است آن طور كه تحقيقى شده و حتى آقاى خويى نيز كه آدرس داده‌اند تنها در همين روايت على بن بشير نبّال راوى از امام عليه السلام مىباشد و در جايى ديگر ما روايتى از او پيدا نكرديم . سؤالى كه اينجاست چرا آقاى خويى از اين روايت به معتبره نام برده است ؟ درباره محمد بن بشير نجاشى گفته است : محمد بن بشير و برادرش على هر دو ثقه هستند اگر اعتماد آقاى خويى بر اين عبارت نجاشى باشد دو اشكال متوجه آن است . اولًا : ايشان تعبير به معتبره على بن بشير مىكنند اين تعبير صحيح نيست چرا كه هر جا راوى به طور مطلق متصف به ثقه شود و قرينه‌اى بر خلاف نباشد دلالت بر امامى بودن راوى مىكند با توجه به امامى بودن على بن بشير روايتش صحيحه خواهد بود نه معتبره ثانياً : اشكالى كه به نظر مىرسد ، اين است كه محمد بن بشير و برادرش على كه مورد توثيق نجاشى هستند از جهت طبقه متأخر از على بن بشير بنال كه راوى اين حديث است مىباشند ، لذا اگر به سند روايت مراجعه شود حسن بن محبوب به واسطه على بن رئاب از على بن بشير بنال روايت مىكند پس بايد على بن بشير هم طبقه زرارة باشد ، در حالى كه آن على بن بشيرى كه مورد توثيق نجاشى است در مرتبه مشايخ احمد بن محمد بن خالد برقى واقع شده است و احمد بن محمد بن خالد از او روايت نقل مىكند ، پس على بن بشير بايد با خود حسن بن محبوب هم