تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1974

مساهمون:

ص١٩٧٤
متصل يا منفصل ، به قرينه معينه يا قرينه صارفه ، مفاد آن را كشف كنيم و بفهميم كه متكلم با اين دليل يكى از مصاديق عام را از شمول حكم بر كنار دانسته ، هر دو صورت ، حكم واحد دارد و جمع عرفى بين دو دليل اقتضاء مىكند كه با دليل خاص ، عام را تخصيص بزنيم . در مثال معروف بحث انقلاب نسبت هم كه ما با سه دليل " اكرم العلماء " و " لا تكرم العلماء " و " لا تكرم الفساق من العلماء " روبرو هستيم ، همچنانكه اگر از آغاز معلوم مىشد كه مراد از " العلماء " در جمله نخست ، علماء عدول است ( و لو مجازاً ) ، ما با اين دليل ، دليل دوم را تخصيص مىزند . « 1 » « * و السلام * »
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) در تبيين انقلاب نسبت به دو بيان اصلى مىتوان تمسك جست ، بيان اول اينكه در تقديم خاص بر عام ، ملاك " خاص هو حجة " مىباشد ، و مخصص منفصل هر چند ظهور كلام را منقلب نمىسازد ، ولى به هر حال ، حجيت كلام را از بين مىبرد و همين امر سبب مىگردد كه ملاك تقديم خاص بر عام تحقق يابد . بيان دوم : مخصص منفصل هر چند ظهور تصورى و ظهور استعمالى دليل را از بين نمىبرد ، ولى به هر حال ظهور جدى كلام را از بين مىبرد و ملاك در تقديم خاص ، خاص بودن ظهور جدى آن است و ظهور استعمالى در اينجا تأثيرى ندارد . صحت انقلاب نسبت بر اين مبنا هم روشن مىباشد . استاد « مدّ ظلّه » بارها بر اين مبنا تأكيد كرده‌اند كه بين مخصص متصل و منفصل تفاوتى نيست و به هر حال ، كلام پس از تخصيص بيش از مقدار باقى مانده بعد از تخصيص ، كاشف از مراد جدى نيست و ملاك احكام تعارض همين كشف است . لذا بدين جهت ، اجمال مخصص منفصل را هم به عام ، سرايت مىدهند . كلامى كه در متن ذكر شد در حقيقت يك تقريب عرفى است كه به جهت تنبيه وجدانى بر صحت انقلاب نسبت ذكر شده است و مىتواند به يكى از دو بيانى كه ذكر كرديم تبيين گردد و با بيان دوم سازگارتر است .