تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1658

مساهمون:

ص١٦٥٨
نيست نفقه در اين حال هم براى اين زن لازم نباشد . اگر زن ناشزه نباشد ، خاصيّت عدم نشوز ثبوت نفقه در حال حيات است و نيز حقوق بعدى مثل حقوق تقاعد براى زوجه كه بعداً بايد او را اداره كنند . در هر حال ، مراد از اين عبارت در مسأله چندان مشخص نيست .

8 ) : نقدى بر عبارت مسأله :

مرحوم سيد مىفرمايد : در حال حيات و در حال زوجيت و يا بعد از زوجيت على احتمالين كه مراد از « فى سقوط وجوب انفاق عليها ما دامت حية بالنشوز » چه بعد از خروج از حباله نكاح باشد و چه در حباله نكاح ، در هر كدام از اين حالت‌ها حكم نشوز چگونه است ؟ مقصود بيان حكم نشوز در هر كدام از اينهاست كه در كدام يك ساقط است و در كدام يك ساقط نيست ؟ منتهى تعبيرى كه به نظر ما مسامحه دارد ، اول اشكال مىكند كه چون ممكن است نفقه از باب انفاق بر زوجه نباشد . اگر اين استدلال مستحكم باشد ، نبايد به صورت احتمال باشد ، شما مىگوييد چون تثبت بعد الطلاق پس موقعى هم كه زوجه نيست بايد نفقه بدهند پس چطور شما مىگوييد شايد از باب انفاق زوجه نباشد و بعد استدلال كنيد و بعد هم كلمه شايد تعبير كنيد . اگر ايشان كلمه اشكال را نگفته بود و فرموده بود « لا يسقط وجوب الانفاق عليها ما دامت حية بالنشوز لكون هذه النفقه لا من باب انفاق الزوجة و لذا تثبت بعد الطلاق » درست بود . ولى ايشان ، اول شروع مىكند به اشكال و بعد هم كلمه احتمال را ذكر مىكند و بعد هم دليل مثبت ذكر مىكند ، در حالى كه دليل مثبت با احتمال جور در نمىآيد ، به نظر مىرسد كه مناسب است كه تعبير اين گونه باشد : « لانه تثبت بعد الطلاق » و ثبوت بعد از طلاق منشأ احتمال مىشود نه منشأ فتوى . توضيح اين كه در عبارت مرحوم سيد كه تعبير مىكند : « لاحتمال كون هذه النفقه لا من