از نظر سندى اين روايت موثقه است و دلالت اين روايت بر ثبوت ديه ؟
روايت دوم مرسله صدوق
« قضى امير المؤمنين عليه السلام فى امرأة افضيت بالدية » « 1 »
قضاوت حضرت امير سلام الله عليه چون قضاوتى در واقعهاى خاص است و خصوصيت آن را نمىدانيم اطلاق ندارد ، البته اگر قضاوت حضرت توسط ائمه معصومين بعدى نقل شده بود مىتوانستيم به اطلاق لفظ وارد شده در روايت تمسك كنيم و مىگفتيم نقل حضرت براى بيان حكم شرعى است و چنانچه خصوصيت واقعه در اين حكم دخيل بود ، حضرت بيان مىفرمود ، لكن صدوق اين روايت را از طريق معصومين عليهم السلام نقل نكرده است .
علماء تقريباً مسلم دانستهاند كه اين قضاوت همان روايت سكونى است كه در مورد افضاء جاريهاى توسط جاريهء ديگر ، حكم به ثبوت ديه كردهاند و روايت مستقلى نيست . هر چند ( در مباحث گذشته جلسه 170 ) قبلًا گفتيم اين روايت همان روايت محمّد بن قيس از امام باقر عليه السلام است پس حجت مىباشد .
روايت سوم : صحيفهء سليمان بن خالد
« محمّد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا عن احمد بن محمّد عن الحسين بن سعيد عن النضر بن سويد عن هشام بن سالم عن سليمان بن خالد : قال سألته [ اى ابا عبد الله عليه السلام ] عن رجل وقع بجارية فأفضاها و كانت اذا نزلت تلك المنزلة لم تلد ؟ فقال : الدية كاملة .
اين روايت از اين جهت كه زن مفضاة زوجه باشد يا مملوكه يا اجنبيّه اطلاق دارد ولى از جهتى اخص از مدعى است ، زيرا مخصوص افضائى است كه باعث عقيم شدن زن شده است .
هامش
( 1 ) فقيه ، كتاب الديات ، باب ما يجب فى الافضاء ، حديث اول .