وطى او حرام ابد است . اينجا توهم اين معناست كه امساك و نگهدارى چنين زنى حرام باشد ، روايت براى رفع شبهه تحريم فرموده : « لا شىء عليه اى لا اثم عليه » .
ولى همچنان كه صاحب جواهر فرموده ، اولًا در صدر روايت لا شىء عليه ، نفى ديه مىكند و اينكه ما مفاد « لا شىء عليه » را در دو قسمت روايت ، مختلف بدانيم ، بعيد است ، از سوى ديگر قبل از لا شىء عليه كه در ذيل ذكر شده ، اثبات ديه نموده « فعلى الامام ان يغرمه ديتها » جمله ذيل با اقتران به اين جمله كالصريح است كه نفى ديه را قطعاً شامل مىگردد .
صاحب جواهر پس از نفى كلام كشف اللثام ذيل روايت را به تبع شيخ طوسى - ره - به صورت مصالحه بين زن و شوهر حمل كرده كه نقل آن گذشت .
* خلاصه و نتيجه بحث
ظاهر روايت حمران ، سقوط ديه با مرگ زوجه است ، اخذ به اين ظاهر به خودى خود مانعى ندارد ، ولى اين روايت با روايات بسيار زيادى كه بدون هيچ قيدى ضمان را در فرض عيب ( كه فرد ظاهر يا منحصر آن افضاء است ) ثابت كرده و ظهور قوى در عدم سقوط آن با مرگ زوجه دارد ، در تعارض بوده و جمع عرفى بين آنها ديده نمىشود ، پس بايد با توجه به شهرت قريب به اتفاق بر عدم سقوط ديه با فوت زوجه از روايت حمران و بريد دست كشيده و به ثبوت ديه فتوا داد .
* نظر نهايى استاد مدّ ظلّه در مسأله « 1 »
به نظر مىرسد كه قدر متيقن از روايت حمران و بريد نفى ديه در صورت عدم طلاق زوجه تا هنگام مرگ مىباشد و ظهور قوى در نفى ارش ندارد ، روايات مثبته ضمان ، هم خصوص ديه را ثابت نمىكند ، پس مىتوان اين روايات را چنين جمع كرد كه اگر مرد زن صغيره مفضاة را طلاق ندهد و تا هنگام مرگ همسر ، او را نگاه دارد ، ديه ساقط مىگردد ولى ارش ثابت است . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) اين قطعه از درسهاى آينده افزوده شد .