ادلهاى مانند آيهء شريفهء
« فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ »
سازگار نخواهد بود . اين بر خلاف مذاق شرع است كه چنين زنى تا ابد از امكان تمتّع جنسى محروم باشد و امكان تزويج با ديگرى هم براى او نباشد . بنابراين نمىتوان به ظاهر روايت مرسلهء يعقوب بن يزيد اخذ كرد و بايد آن را كنار گذاشت .
2 ) نقد استاد - مدّ ظلّه - از كلام جواهر :
دو فقره از كلام مرحوم صاحب جواهر رحمه الله قابل مناقشه به نظر مىرسد : يكى ادعاى اجماع بر عدم حرمت ابد با نفس دخول به صغيره ، كه مرحوم آقاى حكيم هم اين ادعا را پذيرفتهاند و ديگر رفع يد از حكم حرمت ابد به استناد مخالفت آن با ذوق فقهى و مذاق شارع .
الف ) ادعاى اجماع نسبت به عدم حرمت ابد به صرف دخول :
در جلسهء پيش توضيح داده شد كه چنين اجماعى وجود ندارد . مرحوم سبزوارى رحمه الله هم در كفايه فرموده كه جماعتى به اين قائل شدهاند كه حرمت ابد به نفس دخول به صغيره حاصل مىشود . ما تنها قائلى كه براى اين قول يافتيم ، يكى شيخ طوسى قدس سرّه در سه كتابش ( تهذيب ، نهايه و - على الاظهر - استبصار ) است و ديگرى ابن ادريس در سرائر . تنها مصاديقى كه براى تعبير « جماعت » ( در كلام صاحب كفايه ) يافته شد ، همين دو تا هستند . البته بعد از صاحب كفايه افرادى از جمله صاحب حدائق رحمه الله و صاحب مستند رحمه الله قائل به آن شدهاند . همچنين بايد اشاره كرد كه مرحوم علامه قدس سرّه در تحرير اظهار ترديد و استشكال نموده است .
مرحوم وحيد بهبهانى در شرح مفاتيح تمايل به عدم اشتراط افضاء ( براى حرمت ابد ) را از سخن فيض فهميده است . « 1 » ولى از عبارت خود مفاتيح چنين استنباط نمىشود . زيرا وى پس از نقل مرسله ، رواياتى را در مقابل آن آورده و مخالفت
هامش
( 1 ) بر طبق آنچه مرحوم نراقى رحمه الله در مستند از شرح مذكور نقل كرده است ، زيرا ما به نسخ خطى اين كتاب - كه چاپ نشده - دسترسى نيافتيم .