تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1381

مساهمون:

ص١٣٨١
اخذ به ظهور لا بأس در صدر و استفاده كراهت در ذيل به معناى اخص ( تحريم ) ، بگوئيم بأس ، ظاهر در معناى اخص ( تحريم ) را در صدر به قرينه كراهت در ذيل كه به معناى اعم است ، به معناى اعم مىگيريم ( بأس اعم از تنزيه و تحريم ) و قهراً نفى اعم مىشود . به عبارت ديگر چون در ذيل كراهت ظاهر در معناى اعم است يعنى مبغوضيت ، حال به قرينه ذيل كه اثبات مبغوضيت كرده است مىفهميم كه در صدر اين مبغوضيت نفى شده است . و در مورد امه بغضى وجود ندارد و تالى فاسد و عواقب سوئى در كار نيست و در اين فرض ، دلالت روايت همانند روايت يعقوب جعفى ( جعفرى ) ناتمام خواهد بود و چون هيچ‌كدام از اين دو تصرف ( اخذ به صدر و تصرف در ذيل و يا عكس ) اولويتى نسبت به ديگرى ندارد ، لذا دلالت روايت بر تحريم ناتمام خواهد بود . « 1 »

3 ) وجهى ديگر در اثبات دلالت صحيحه محمد بن مسلم بر تحريم و پاسخ آن :

علاوه بر استدلال فوق در جلسات قبل كه به قرينه لا بأس در صدر ، كراهت در ذيل را به معناى تحريم گرفتيم قرينه‌اى هم بر اين مطلب آورديم و آن اينكه تعبير " انى اكره ذلك " در بسيارى از موارد به معناى حكم به كراهت است و فقط بيان حالت نفسانى و بغض درونى امام عليه السلام نيست « 2 » و حتى در مواردى تصريح شده است كه
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) ان قلت : با عنايت به اين نكته كه ظهور بأس در تحريم ظهور وضعى نيست ، بلكه ظهور اطلاقى بوده ، در نتيجه با وجود ظهور وضعى كراهت در معناى اعم ، از ظهور اطلاقى بأس در تحريم بايد رفع يد كرد . قلت : چون ظاهر روايت ، بيان اصل تكليف مىباشد ، ظهور اطلاقى بأس در تحريم به منزله ظهور وضعى كراهت در اعم خواهد بود و هيچ يك بر ديگرى ترجيحى نخواهد داشت . ( 2 ) گرچه در مورد ائمه طاهرين و معصومين عليهم السلام بيان اين حالات نفسانى نيز روى جهاتى الهى و شرعى بوده است ، نه اينكه صرف بيان يك حالت روحى باشد و بس و همين جهت نيز مبين حكم شرعى است و بعلاوه بعيد است كه سائل شيعه‌اى چون محمد بن مسلم به جاى سؤال از حكم مسأله و تكليفش بخواهد روحيات حضرت را بداند ، بلكه مراجعات به ائمه هم براى فهميدن حكم شرعى بوده است . ان قلت : اگر براى بيان حكم مسأله ، روايت وارد شده باشد ، چرا ائمه عليهم السلام مختلف رفتار كرده ، برخى عزل مىكرده‌اند و برخى عزل نمىكرده‌اند . قلت : كراهت شرعى عزل استثناهايى دارد و اختلاف سيره ائمه به جهت اختلاف شرائط زمان بوده ، مثلًا به جهت نامناسب بودن همسران عزل صورت مىگرفته ، همچون دختران امام كاظم عليهم السلام كه به نقلى ازدواج نكرده‌اند ، اشاره به اختلاف حضرت داود و حضرت سليمان هم براى افهام همين معنا است .