هم كه اجنبى است اگر چنين كرد ، ديه نطفه بر او واجب مىگردد .
4 ) پاسخ از تقريب فوق توسط استاد « مدّ ظلّه » :
اما به نظر ما اظهر آن است كه ديه واجب نيست زيرا گرچه زن اجنبى است اما با ديگر اجنبىها تفاوت اساسى دارد . زيرا زن نسبت به نطفه شوهرش نوعى حق اخلاقى دارد و مانند ديگر اجنبىها ، بىارتباط محض نيست گرچه اين حق اخلاقى او در حد الزام نيست . لذا اگر در روايتى ، براى اجنبى اثبات ديه كرده بود ، بسيار بعيد است كه بتوان با الغاء خصوصيت از اجنبى در مورد زنى كه نوعى حق اخلاقى دارد و به نحوى با نطفه و صاحب آن مربوط است ، تمسك نمود . مضافاً بر اينكه ممكن است عدم عزل براى زن و حمل برداشتن براى او مشكلات و محظوراتى در پىداشته باشد و سلامتى اولاد را به خطر اندازد و مضافاً بر اينكه زن با عزل ، خود را از بعض لذائذ هم محروم مىنمايد . با عنايت به موارد فوق ، بسيار بعيد است كه از روايت اثبات ديه از اجنبى ، تا اين حد بتوان الغاء خصوصيت نمود و حكم زن را نيز از آن استفاده كرد و لذا استفاده حكم زن از حكم اجنبى قياس مع الفارق خواهد بود . به اطلاق روايت اجنبى هم نمىتوان تمسك نمود ، چون در اطلاقات بايد يك نحوه ظهورى باشد كه اگر به متعارف اشخاص القاء گردد آن را بفهمد و بسيار بعيد است كه از تعبير « فيفرغ عن عرسه » بتوان چنين ظهورى را استفاده نمود .