در اين روايت بين نطفه قبل از وقوع در رحم و نطفه پس از وقوع در رحم فرق قائل شده است و از نحوه پاسخ امام عليه السلام فهميده مىشود كه اتلاف نطفه با عزل جايز است ، بنابراين دليل عقلى فوق باطل است ( يا به جهت عدم وجود صغرى براى آن يا به جهت عدم تماميت كبرى ) محصل فرمايش امام عليه السلام اين است كه نطفه پس از وقوع در رحم مبدأ نشوء آدمى است ، ولى قبل از آن هنوز چنين مبدئيتى نيافته ، بنابراين عزل كردن همانند ازدواج نكردن مىباشد كه سبب از بين بردن زمينه استيلاد مىباشد . به هرحال روايت دليل بر عدم صحت استدلال عقلى فوق مىباشد .
در اينجا مناسب است به اين نكته اشاره كنيم كه اين روايت را مىتوان از ادله جواز عزل برشمرد و مورد روايت هر چند كنيز مىباشد كه عزل در آن بىشك جايز است ، ولى در تنظيرى كه راوى ذكر كرده : « و إنّما كان نطفة كنطفة الرجل الّذى يعزل » و امام عليه السلام آن را تقرير فرموده ، كلمه « الرجل » ذكر شده نه « المالك » و اين نشان مىدهد كه عزل در غير مالك ( شوهر ) هم جايز است .
ولى استدلال اين روايت از دو جهت محل اشكال است :
جهت اول : در عزل دو بحث وجود دارد :
بحث اول : آيا عزل ذاتاً جايز است يا محرم ؟ بحث دوم : آيا عزل با حق زوجه تنافى دارد يا خير ؟ در نتيجه عزل بايد با اجازه زوجه صورت گيرد يا بدون اجازه زوجه هم جايز است ؟
آنچه روايت بدان ناظر است جواز ذاتى عزل است و اين امر منافات با وجود حق زوجه در اين مورد ندارد .
جهت دوم : اين روايت ناظر به حكم ديگرى است و مستقيماً ناظر به تجويز عزل و عدم آن نيست ، بنابراين از روايت اطلاق فهميده نمىشود ، و همين مقدار كه عزل
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1361
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٣٦١