تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦
روايات بر طرف شد ، ديگر نوبت به اخبار علاجيه نخواهد رسيد . بنابراين بايد اول روايات كثيره‌اى كه دال بر جواز عزل است ، را بررسى كنيم تا ببينيم مىتوان بين آنها و ادله محرمه ، جمع عرفى كرد يا خير ؟ مضافاً به اينكه وجوهى كه براى تحريم عزل ذكر شد ، بعضاً بدون تعارض هم قابل مناقشه بوده و فى نفسه دليليت آنها مورد اشكال مىباشد .

3 ) اشكال بر استدلال به روايت يعقوب جعفرى - جعفى -

از وجوهى كه بر تحريم عزل ذكر شد ، استدلال به روايت جعفى بود كه ما خواستيم اشكال سندى آن را با فتواى صدوق حل كنيم ولى اين وجه قابل مناقشه است زيرا مكرّراً گفته‌ايم كه فتواى صدوق و كلينى در صورتى نشانهء اعتماد آنها به اسناد روايت است كه حكم الزامى در كار باشد ولى در اين مورد و ساير مواردى كه مورد فتوى حكم الزامى نيست نمىتوان به فتواى آنان استناد كرد و آن را دليل بر اعتماد ايشان بر سند روايت دانست ؛ چون پذيرش مبناى تسامح در ادله سنن در ميان قدما امرى شايع بوده است لذا صدوق در اين مسأله ، صحيحهء محمد بن مسلم را كه دال بر جواز است ، نيز نقل كرده و اين نشان ميدهد كه وى در مسأله قائل به جواز بوده و خواسته با ذكر روايت جعفى مواردى را استثنا كند كه يا اصلًا كراهت ندارند يا كراهت ضعيفى دارند . بلى اگر فتواى وى حرمت بود و از حرمت يك استثنايى ذكر مىكرد ، نشانهء اعتماد وى به سند روايت بود و ما مىتوانستيم بدين وسيله سند را تصحيح نماييم .

4 ) نقد حكم عقل به لزوم حفظ نطفه و حرمت تضييع آن

وجه ديگرى كه براى حرمت عزل ذكر شده ، اين بود كه گفتيم اگر چيزى كه با ارزش است بدست آمد ، از بين بردن و ضايع كردن آن جايز نيست و نطفه فى نفسه شىء با ارزشى است و نبايد آن را از بين برد .