تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1355

مساهمون:

ص١٣٥٥
آمده با « لا بأس » تقابل ندارد و بر كراهت اصطلاحى حمل مىشود و بر حرمت بالخصوص يا اعمّ از كراهت و حرمت حمل نمىشود . در حالى كه اين توهم صحيح نيست و تعبير « اكره ذلك » نه تنها ظهور روايت در حرمت را ضعيف نمىكند بلكه آن را تقويت نيز مىنمايد . زيرا با رجوع به كلمات قدما روشن مىشود انتساب كراهت به افراد نشانگر فتواى وى به كراهت است ؛ مثلًا وقتى مىگويند « و كره مالك » يعنى : « أفتى مالك بالكراهة » و در اين روايت كه حضرت فرموده‌اند : « فأنا أكره ذلك » يعنى « افتى أنا بالكراهة » و انتساب كراهت به حضرت نشانهء فتواى ايشان در مقابل عامّه است و با توجه به اينكه عامّه تا زمان حضرت صادق عليه السلام قائل به كراهت اصطلاحى عزل بوده‌اند ، كراهت را متشخص در حرمت مىكند . و توهم اينكه تعبير « أكره ذلك » به معناى اشمئزاز نفسانى بوده باشد در اينجا معنى ندارد چون چيزى كه مورد اشمئزاز نفسانى بوده باشد ، در اينجا نيست و نفسانيت ائمه هم تابع اراده الهى است
( وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى )
بنابراين فعل مربوط به ديگران ، عزل مورد كراهت امام عليه السلام مربوط به مكلّفان است نه فعل شخصى امام عليه السلام .

2 ) تقريب چگونگى ترجيح روايات مانعه و مناقشه در آن

كسانى كه قائل به حرمت عزل شده‌اند با توجه به اينكه روايات را متعارض ديده‌اند در مقام جمع بين ادلهء مانعه و مجوّزه ، چون روايات محرّمه را مخالف عامّه و روايات مجوّزه را موافق عامه يافته‌اند لذا طبق اخبار علاجيه حكم كرده‌اند كه ترجيح با ادلهء محرّمه كه مخالف با عامه است ، مىباشد و حكم به حرمت عزل نموده‌اند . البته اين بيان وقتى تمام است كه در مقام جمع بين روايات نتوانيم جمع عرفى براى روايات متعارضه بيابيم ولى اگر به واسطهء جمع عرفى تعارض بدوى ما بين
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1355 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز