( ع ) و احمد حنبل هم شانزده سال پس از وفات آن حضرت به دنيا آمدهاند و نظر آنها مخلّ به مطلب مذكور نيست و فقهاى متقدم عامه همگى قائل به جواز بودهاند .
بنابراين با تعارض روايات و رجوع به اخبار علاجيه ، « خُذْ ما خالَف العامّة » اقتضا مىكند كه قائل به تحريم عزل شويم . از اين رو فقهاى بزرگى مثل شيخ مفيد ( ره ) و شيخ طوسى ( ره ) و شهيد اول ( ره ) قائل به حرمت شدهاند . در جلسات بعد مناقشهء ما نسبت به اين تقريب مطرح خواهد شد .
ج ) توضيحى پيرامون فتواى مرحوم سيد مرتضى ( ره ) دربارهء عزل :
1 ) انتساب قول به كراهت به سيد مرتضى ( ره )
قبلًا گفته شد كه ما در آثار فقهى به جا مانده از مرحوم سيد مرتضى ( ره ) نظر او را دربارهء عزل نيافتيم ، ولى صاحب تنقيح قول به كراهت را به وى نسبت داده است . ما قبلًا احتمال مىداديم كه در تنقيح اشتباه صورت گرفته باشد ، همچنانكه در آن اشتباهات فاحش ديگرى نيز در همين مبحث رخ داده است و مىگفتيم كه شايد اشتباهاً نام سيد مرتضى ( ره ) به جاى فقيهى ديگر آمده باشد . اما با تتبّع برخى از آقايان حاضر در جلسه گفته شد كه قول به كراهت در « امالى » مرحوم سيد ( ره ) وجود دارد كه عبارت آن ذيلًا نقل و توضيح داده مىشود .
2 ) نقل و توضيح عبارت مرحوم سيد مرتضى ( ره ) در امالى
سيد مرتضى ( قدس سرّه ) در مجلس هفتاد و نهم از امالى به تناسب بحث حديثى از پيامبر ( ص ) نقل مىكند : روى عن النّبى ( ص ) انه سئل عن العزل ، فقال : ذلك الوأد الخفى » بعد مىفرمايد : « و قد روى عن جماعة من الصحابة كراهيّة ذلك ، فقال قوم فى الخبر الذي ذكرنا انّه منسوخ » سپس در توضيح اين كه چگونه به آن نسخ گفتهاند ، بيانى فرموده مىگويد كه چون به پيامبر اكرم ( ص ) مىگويند كه يهود عزل را « مَوْءُودهء صغرى » ( الموؤدة الصغرى ) مىدانند ، حضرت مىفرمايند : « كذبت اليهود » ، يعنى اين سخن