تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1349

مساهمون:

ص١٣٤٩
وجود بأس دال بر حرمت است و از تعابير فقها برمىآيد كه اين نكته نزد آنان مسلّم و مفروغ عنه بوده است ، به طورى كه مثلًا مرحوم نراقى ( ره ) و آقاى حكيم ( ره ) دلالت « فيه بأس » را بر حرمت پذيرفته‌اند ولى گفته‌اند روايت يعقوب جعفرى دلالت بر مفهوم ( / فيه بأس ) ندارد . بنابراين در روايت مورد بحث نيز با توجه به تعبير نفى بأس در بارهء امه و تقابل آن با حكم حرّه مىتوان گفت كه در عزل از حرّه حرمت هست و معناى اكره در ذيل حديث هم ذاتاً اعمّ از حرمت و كراهت است ولى به قرينه صدر روايت مراد كراهت تحريمى است پس صدر روايت دال بر حرمت است و ذيل روايت هم حرمت را نفى نمىكند . بنابراين حديث دال بر حرمت عزل است .

4 ) روايت مفضّل براى حرمت عزل ( دليل دوم )

در روايتى مفصل كه در هداية آمده ، مفضّل از امام صادق ( ع ) مىپرسد كه من مطالبى از شما در بارهء متعه شنيده‌ام كه مىخواهم آنها را بر شما عرضه نمايم . سپس حضرت مىفرمايد كه هفتاد خصوصيت در متعه وجود دارد و آن ويژگيها را به ترتيب و به طور مفصّل بر مىشمارد . از جمله در قطعه‌اى از روايت آمده است : « . . . ان من عزل بنطفته عن زوجته فدية النطفة عشرة دنانير كفارة و ان من شرط المتعة ان ماء الرجل يضعه حيث يشاء من المتمتع بها « 1 » » در متعه ، عزل جايز است ، ولى در عقد دائم ( البتّه در روايت تعبير به « زوجه » شده كه ظهور در زوجهء متعارف يعنى زوجه در عقد دائم دارد ) براى مرد حق عزل وجود ندارد « ليس له العزل » . البته در سند اين روايت حسين بن حمدان خصيبى ( يا حضينى ) وجود دارد كه در منابع رجالى ( از جمله رجال نجاشى ) وى را تضعيف كرده‌اند . بنابراين تمسك به آن براى حرمت مشكل است .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 53 ، ص 32 .