شده ، ولى پذيرفته نشده است .
نقد استاد مدّ ظلّه بر نظريه دوم :
اين فرمايش هم به نظر تمام نمىآيد زيرا كاربرد « اكره » و « يكره » و مشتقات آن در موارد كراهت مصطلح بدون قرينه به قدرى زياد است كه نمىشود گفت بر خلاف معناى موضوع له به كار رفته است .
و اگر كسى بگويد لفظ كراهت در حرمت وضع نشده است ، لكن معناى اطلاقى آن حرمت است و مقتضاى اطلاق كراهت ، مبغوضيت تحريمى است . اينهم صحيح به نظر نمىرسد زيرا بسيارى از موارد كه مادهء كراهت استعمال شده و قرينه متصلى در عبارت نبوده بلكه با قرينه منفصل فهميديم كه مراد كراهت مصطلح است و حرمت نيست . بايد تمام اين موارد را خلاف ظاهر بدانيم و اين امرى بسيار مستبعد است كه همهء استعمالات كثير را خلاف ظاهر بدانيم .
بنابراين لفظ كراهت در معناى حرمت وضع نشده و حتى مقتضاى اطلاق آن نيز مفهوم حرمت نيست .
نظر سوم : معناى اعم ؛ و مختار استاد مدّ ظلّه
برخى فقها از جمله فخر المحققين ( ره ) در ايضاح ، مرحوم صاحب حدائق ( ره ) و مرحوم نراقى ( ره ) در مستند گفتهاند كه واژهء كراهت ، مفهومى اعم از كراهت اصطلاحى و حرمت دارد و دال بر صرف مبغوضيت است ، هر چند با قرائنى بر يكى از آن دو دلالت نمايد . به نظر مىرسد كه التزام به اين نظريه بدون اشكال باشد و بتوان آن را پذيرفت .
3 ) نظر استاد - مدّ ظلّه - دربارهء معناى « كراهت » در حديث ( تقريب معناى حرمت )
هر چند ما على الاصول نظريه سوم را مىپذيريم ولى در خصوص اين روايت تقريبى براى قول به تحريم مىآوريم . راوى از مطلق عزل كه سؤال مىكند ، امام در پاسخ تفصيل مىدهند و مىفرمايند « اما الامة فلا بأس » معلوم مىشود كه در عزل از حرّه « بأس » هست و از سوى ديگر ، نفى بأس ، ظهور در نفى حرمت دارد ، همچنانكه