قسم منعقد مىشود و عنوان ايلاء هم بر آن صادق نيست .
در تمام موارد فوق اين مسأله مطرح مىگردد كه با وطى در دبر حنث حاصل مىشود يا خير ؟ در حالى كه قسم او يا از نظر زمان مطلق است يا از نظر مكان . پس ذكر اين دو قيد لازم نيست .
2 ) بيان مسأله
اگر قسم خورد كه در مدّتى وطى نكند ، اطلاق كلمه وطى ، هر دو صورت را مىگيرد و با وطى در دبر حنث محقّق مىشود .
امّا اگر قرينهاى - مثل عدم انعقاد نطفه - بود ، قسم منصرف به وطى در قبل است و با وطى در دبر حنث محقق نمىشود .
البته بحثى است كه آيا آنچه در ضمير حالف است و لو به آن توجه ندارد ، به منزلهء قيود مذكوره است تا موضوع را متضيّق كند يا بايد حتماً قيد در لفظ ذكر شود ، ان شاء الله در جلسهء آينده مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
و ) بررسى مسألهء 6 :
متن عروة : « يجوز العزل بمعنى اخراج الآلة عند الانزال و افراغ المنى خارج الفرج . . . »
1 ) تحرير محل بحث
مورد بحث جائى است كه 8 قيد داشته باشد ، بدين معنا كه با فقدان هر قيد جوازش مسلّم است ، اين قيود عبارتند از :
1 - زن معقودهء مرد باشد نه ملك يمين يا محلّلهء او
2 - دائمه باشد نه متمتع بها
3 - حرّه باشد ، لذا عزل از امه ديگرى كه با مردى ازدواج كرده ، بلا اشكال است
4 - زوجه اذن نداده باشد
5 - موقع عقد حق عزل براى زوج شرط نشده باشد