ترك الجماع « 1 » » ، و تأمين اين حق با وطى در قبل است . بنابراين وطى در دبر از حقوق نيست و بر فرض اگر زن درخواست وطى در دبر كند ، مرد حق امتناع دارد . آنچه جزء حقوق زن است وطى در قبل است نه مطلق وطى تا مثلًا مرد بتواند بگويد : در هر چهار ماه ، وطى بر من واجب است و دبر هم از اقسام آن است .
بلى اگر زن به تبديل راضى شد ، مانعى ندارد ، و در واقع زوجه حق خود را اسقاط كرده است ، ولى آنچه وظيفه مرد است ، وطى در قبل است .
ج ) عدم تحقق حنث و رجوع در ايلاء با وطى در دُبر :
متن عروة : « . . . و كذا ( اشكالٌ ) فى كفايته فى حصول الفئة و الرجوع فى الايلاء ايضاً . »
بيان مسأله :
اگر كسى براى اضرار به زوجه قسم بخورد كه بيش از چهار ماه يا دائماً ، وطى او را قبلًا ترك كند ، به آن ايلاء گويند « 2 » ، كه در اين صورت زوجه مىتواند به حاكم مراجعه كند و حاكم چهار ماه به زوج فرصت رجوع و مواقعه با همسرش را مىدهد ( / فئه ) و بعد از چهار ماه زوج را مجبور به طلاق يا وطى با او مىنمايد . اين وطى بايد در قبل باشد و در دُبر كافى نيست .
نظر استاد - مد ظلّه -
مرحوم سيد « اشكالٌ » تعبير مىكند ولى مسأله روشن است و وطى در دبر حتماً
هامش
( 1 ) روايت محمد بن سليمان عن ابى جعفر الثانى عليه السلام وسائل ج 22 ، ص 235 ، چاپ آل البيت - كتاب الطلاق - ابواب العدد ، باب 3 ، حديث دوّم .
( 2 ) با اينكه ايلاء يك نوع قسم است ولى برخى احكام متعارف قسمها را ندارد ، از جمله اينكه : ترك وطى در قبل بيش از چهار ماه با اينكه امر مرجوحى است و حلف به آن كالعدم است ، ولى ايلاء واقع مىشود و قسم منعقد مىگردد
ديگر اينكه : پس از ترافع نزد حاكم ، مرد را مجبور به حنث و اداء كفاره يا طلاق مىكنند .