لازم است ؟ و يا اگر زنى از وطى در دبر لذت برد ، آيا تحليل حاصل مىشود ؟
جواب منفى است ، زيرا « ذوق العسيلة » كنايه است و كنايه در معناى غير متعارف ظهور ندارد ، و بايد معناى متعارف معمول در نظر گرفته شود .
مثلًا جمله « زيدٌ كثير الرماد » كنايه از سخاوت زيد است . چون متعارفاً هر كس سخاوتمند باشد ، خاكستر خانهاش زياد است ، بنابراين اگر سخاوتمندى اصلًا در خانهاش خاكستر نبود ؛ صحيح است دربارهء او گفته شود : « فلانٌ كثير الرماد » ، يا اگر بخيلى در خانهاش خاكستر زيادى يافت شد ، اين كنايه دربارهء او صحيح نيست .
همينطور اگر زنى بخلاف معمول با وطى در قبل مُلتذ نشد « ذاقت عُسيلة » دربارهء او صادق است ، همانگونه كه اگر با وطى در دبر ملتذ شد ، دربارهء او صدق نمىكند يا لااقل صدق آن روشن نيست و نسبت به اين مورد ظهورى ندارد .
ب ) عدم كفايت وطى در دُبر در اسقاط وجوب وطى در چهار ماه ، - دنبالهء مسألهء 4 عروة - :
متن عروة : « . . . و كذا ( اشكالٌ ) فى كفايته فى الوطي الواجب فى اربعة اشهر . . . »
ترك مواقعهء زوجه بيش از چهار ماه جايز نيست مگر در مواردى كه استثناء شده مثل اينكه زن اجازه بدهد و يا مسافرتى پيش آيد ، وجه اين حكم ان شاء الله در مسأله 7 بررسى مىشود ، ولى آنچه فعلًا مورد بحث است اين است كه آيا براى اسقاط اين وجوب ، وطى در دبر كافى است ؟
مرحوم سيّد اشكال مىكنند ، ولى به نظر ما بايد گفت : « فيه منع » و فتوى به عدم كفايت داد ، چون لحن روايات اين است كه مواقعه در هر چهار ماه مانند حق المضاجعة ، از حقوق زن و براى ارفاق به اوست ، و در اين حق مرد نمىتواند بيش از چهار ماه او را معطل بگذارد زيرا اين مدّت نهايت مقدارى است كه زن مىتواند صبر كند « انه غاية صبر المرأة عن الرجل . . . علم [ الله ] ان غاية صبر المرأة الاربعة اشهر فى