3 ) دلالت احاديث مزبور از نظر استاد - مدّ ظلّه -
از تكرّر اين روايات ( دستهء دوم ) كه از پيامبر اكرم ( ص ) و امام باقر و امام صادق ( عليهما السلام ) نقل شده ، مىتوان نسبت به مضمون آنها اطمينان حاصل نمود ، هر چند سند تك تك احاديث مذكور معتبر نباشد . متعارف مردم در نقلهاى متكرّر ، اطمينان به صحت آن كرده و ديگر به سند آن توجه نمىكنند . بنابراين از مجموع اينها مىتوان استفاده كرد كه براى تحليل مجدّد زن سه طلاقه براى شوهر نخست ، بايد ميان زن و شوهر جديد مباشرتى واقع شود كه هر دو از آن متلذّذ و بهرهمند شوند . بنابراين ، هر چند با توجه به عنوان نشدن مسأله مورد بحث در منابع فقهى متقدّم نمىتوان به اجماع منقول شيخ ( ره ) اكتفا كرد ، ولى با توجه به نصوص مذكور مىتوان عدم الحاق وطى در دبر را به وطى در قبل براى حصول تحليل دريافت . زيرا تعبير « عُسَيْله » كه مصغّر « عسل » مىباشد ، كنايه از حلاوت و لذّت جماع و مباشرت بوده اين نكته را مىرساند كه براى حليت مزبور درك حد اقلّى از مباشرت لازم است . حال از آنجا كه براى تحليل ، چشيدن لذت وقاع هم از سوى زن معتبر است و هم توسط مرد ( همچنانكه از روايات ياد شده استظهار نموديم ) ، مىتوان گفت كه تنها وطى در قبل ( كه موجب حصول التذاذ براى طرفين است ) حليت زن سه طلاقه را براى شوهر سابق به دنبال مىآورد و وطى در دبر چنين تأثيرى ندارد ، زيرا وطى در دبر نوعاً باعث اذيّت زن شده « 1 » و از اين رو در برخى روايات در پاسخ سؤال از وطى در دبر به طور مطلق فرمودهاند : « هى لعبتك فلا تؤذها » . نتيجه اين بحث اين است كه در تحليل ، وطى در قبل شرط است .
4 ) بررسى استدلال مرحوم صاحب مسالك ( ره )
مرحوم شهيد ثانى در مسالك فرموده كه حتى اگر در احاديث ما تعبير « تذوق
هامش
( 1 ) شنيده شده كه وطى در دبر منشأ شكايات در عصر حاضر هم گرديده و پروندههاى بسيارى از اين موضوع تشكيل شده است .