ساكت است ، پس بايد به اطلاقات مراجعه كرد ، اطلاقات احكام ، وجه سوم را نيز مردود مىسازد ، و كسى هم ظاهراً بدين وجه قائل نيست .
پس وجه چهارم صحيح مىباشد .
در تأكيد اطلاق ادله ذكر اين مثال مفيد است ك اگر كسى مقدار كمتر از حشفه از آلت او باقى مانده ، آيا عرف از ادله اين گونه مىفهمد كه اگر اين شخص تمام آلت موجود خود را داخل نمايد كه قهراً التذاذ و استمتاع هم براى او حاصل مىگردد ، غسل - مثلًا - بر او واجب نمىشود ، زيرا به اندازهء ختنهگاه وارد نشده ، قطعاً چنين مفهومى استفاده نمىگردد ، بلكه اين صورت شبيه جايى است كه شخص آلتش كوچك باشد كه با مقدار كمى دخول هم احكام بار مىشود ، پس اطلاقات ادله لزوم غسل و وجوب حدّ و ساير احكام محكّم است .
بنابراين در مقطوع الحشفة و فاقد الحشفه احكام شرعى به مجرد دخول تحقق مىيابد و حدّ خاصى در آنها مطرح نيست .
« * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1301
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٣٠١