كانت فى وقت حلال » .
مرحوم آقاى خوئى با تقريبى مراد از جنابت را خصوص جنابت ناشى از جماع دانسته و ساير اسباب جنابت همچون احتلام و استمناء « 1 » و ملاعبه با حليله بدون جماع را از مدلول اين روايت خارج دانستهاند ، سپس فرمودهاند كه از مفهوم اين صحيحه استفاده مىشود كه اگر جنابت در روز واقع مىشد ، سبب ابطال صوم مىگردد ، از سبب قرار دادن جنابت بدست مىآيد كه نفس جماع سبب بطلان روزه نيست و گرنه مىبايست بطلان صوم به جماع نسبت داده مىشد بر طبق اين قانون عقلى كه اگر يك شىء علت سابق داشته باشد ، معلول بدان نسبت داده مىشود نه به علت لاحق . بنابراين در باب صوم تا به حد ختنهگاه نرسيده و جنابت حاصل نشده ، بطلان صوم تحقق نمىيابد و گرنه نبايد بطلان صوم به جنابت مستند گردد .
2 ) تكميل تقريب مرحوم آقاى خوئى - قدس سرّه - توسط استاد - مدّ ظلّه -
ما پيشتر تقريبى را كه مرحوم آقاى خوئى ره با آن جنابت در روايت را خصوص جنابت ناشى از جماع دانسته بودند ، نقد كرديم و گفتيم مراد از جنابت در روايت ، مطلق افراد جنابت است ، حال اگر از اين اشكال صرف نظر كنيم ممكن است اين اشكال به مرحوم آقاى خوئى وارد گردد كه كلام شما مبتنى بر اين فرض است كه علل شرعى اسباب حقيقى حكم مىباشد ، ولى اگر ما علل شرعى را معرّفات
هامش
( 1 ) مرحوم آقاى خوئى استمناء را از مدلول روايت خارج ساختهاند ، زيرا استمناء هم در شب و هم در روز حرام بوده و حرمت وى اختصاص به زمانى ندارد ، ولى استاد - مدّ ظلّه - اشاره كردند كه اين كلام تمام نيست زيرا روايت ناظر به حرمت از جهت زمان است و اين منافاتى ندارد كه برخى از افراد حكم از جهت ديگر هم حكم حرمت داشته باشند ، پس وجهى براى اخراج استمناء در كار نيست ، در توضيح كلام استاد - مدّ ظلّه - مىافزاييم كه اگر روايت تنها فرض استمناء را متعرض مىشد ، نبايد حرمت زمانى را مطرح مىساخت و مىگفت : « لان جنابته كانت فى وقت حلال » زيرا وقتى موضوع ذاتاً حرام است ، نبايد به حرمت موقت و عرضى تعليل نمود ، ولى روايت اختصاص به فرض استمناء ندارد بلكه موضوع آن جنابت است كه يكى از افراد آن جنابت ناشى از استمناء است ، در اينجا علت عام حرمت در همه افراد موضوع ، علت عرضى مربوط به زمان است و اين امر منافات ندارد با اين كه در برخى افراد ، علت ذاتى حرمت وجود داشته باشد كه به زمانى اختصاص نداشته باشد .