يا بدليل عروض جراحت ، حكم چيست ؟ آيا بايد مقدار حشفه را ملاك قرار داد يا مطلق دخول در اين موارد كافى است ؟
ب ) بررسى ادله قائلين به عدم جريان احكام وطى در دبر بر وطى در قبل :
1 ) روايات التقاء ختانين
ما قبلًا « 1 » بحث كرديم كه اطلاقاتى داريم كه اقتضا مىكند مطلق وقاع در هر كدام از مخرجين باشد ، موجب جنابت است . اما در مقابل اين اطلاقات ممكن است به دلايلى تمسك نمود كه موجب رفع يد از اين اطلاقات گردد .
اهمّ دليلى كه بر رفع يد از اين اطلاقات و در نتيجه عدم جريان احكام وطى در قبل در وطى در دبر ، مورد استفاده واقع شده است ، تمسك به رواياتى است كه التقاء ختانين را موضوع قرار داده است و چون التقاء ختانين ( و لو شأناً ) مخصوص قبل است ، پس در وطى در دبر موضوع نخواهد داشت .
2 ) فرمايش مرحوم آقاى خوئى ره
مرحوم آقاى خوئى ره در كتاب الطهارة با تمسك به اين روايات در مسأله مقطوع الحشفة ، اين احتمال را مطرح كردهاند كه مقطوع الحشفه ممكن است اصلًا جنب نشود ، چون التقاء ختانين در مورد او موضوع ندارد . اين بيان در موضوع مورد بحث ما ( وطى در دبر ) نيز قابل طرح است .
ايشان از اين احتمال پاسخ داده مىفرمايند :
هامش
( 1 ) در جلسات 139 و 140 : البته بعد از آنكه اصل سببيّت ادخال بر جنابت را اثبات كرديم در جهت دوم بحث به روايات التقاء ختانين تمسك كرديم و گفتيم ادخالى سبب جنابت مىشود كه به حدّ التقاء ختانين برسد و كمتر از آن سبب جنابت نيست . در بحث امروز از جهت ديگرى به روايات التقاء ختانين نظر مىكنيم و آن اينكه مفهوم قضيه شرطيه ( اذا التقى الختانان . . . ) آن است كه در مواردى كه وطى در دبر حاصل نشود ( و از جمله در وطى در دبر ) غسل واجب نمىگردد .