زيرا ابن ابى عمير از حفص روايت مىكند و حفص عمن اخبره نقل مىكند و احتمالًا وجه تأمل آقاى حكيم ناظر به همين معناست . و ايشان هم نظر به مراسيل ابن أبى عمير دارند نه عبارت كشى و اصحاب اجماع . بنابراين ، روايت با عبارت مرحوم شيخ و نجاشى قابل تصحيح نيست .
بله ، اگر روايات اصحاب اجماع را معتبر بدانيم ، بدين معنا كه اگر طريق صحيح به اصحاب اجماع داشته باشيم ، بدون ملاحظه ما بعد آن ، روايت را معتبر بدانيم در اين صورت اين روايت هم معتبر مىشود .
* نظر استاد - مدّ ظلّه - در بارهء اصحاب اجماع
عبارت كشى مورد بحث و معركهء آراست ، و آنچه مختار ما و عدهاى از آقايان است اين است كه : عبارت در مقام توثيقِ خود اين بيست نفر از اصحاب اجماع است و كار به اعتبار و تصحيح روايت يا مشايخ آنها ندارد . كه بحث آن مفصل است و ما فعلًا مطرح نمىكنيم .
به عقيدهء ما اين روايت معتبر نيست و سند روايت اشكال دارد . هر چند ما مراسيل ابن ابى عمير و صفوان و بزنطى را حجّت مىدانيم ، ولى اين مرسلهء حفص است .
* دلالت روايت حفص بن سوقه
اشكال آقاى خوئى ره به دلالت روايت :
تعبير روايت « يأتى اهله من خلفها » است يعنى از طريق خلف ، وقاع كند ، ولى مورد وقاع همان فرج است ، كما اينكه در روايت معمّر بن خلّاد - ردّاً لقول اليهود كه مىگفتند با دخول قُبل از خلف ، بچّه ، احول مىشود - وارد شده است .
بلى اگر « يأتى خلف امرأته » يا « فى دُبر امرأته » بود قابل تمسك بود .
جواب استاد - مدّ ظلّه -
در روايات هيچ جا فرج ، قبل يا دُبر بىواسطه ، متعلّق يأتى واقع نشده ، بلكه