تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1271

مساهمون:

ص١٢٧١
زيرا ابن ابى عمير از حفص روايت مىكند و حفص عمن اخبره نقل مىكند و احتمالًا وجه تأمل آقاى حكيم ناظر به همين معناست . و ايشان هم نظر به مراسيل ابن أبى عمير دارند نه عبارت كشى و اصحاب اجماع . بنابراين ، روايت با عبارت مرحوم شيخ و نجاشى قابل تصحيح نيست . بله ، اگر روايات اصحاب اجماع را معتبر بدانيم ، بدين معنا كه اگر طريق صحيح به اصحاب اجماع داشته باشيم ، بدون ملاحظه ما بعد آن ، روايت را معتبر بدانيم در اين صورت اين روايت هم معتبر مىشود .

* نظر استاد - مدّ ظلّه - در بارهء اصحاب اجماع

عبارت كشى مورد بحث و معركهء آراست ، و آنچه مختار ما و عده‌اى از آقايان است اين است كه : عبارت در مقام توثيقِ خود اين بيست نفر از اصحاب اجماع است و كار به اعتبار و تصحيح روايت يا مشايخ آنها ندارد . كه بحث آن مفصل است و ما فعلًا مطرح نمىكنيم . به عقيدهء ما اين روايت معتبر نيست و سند روايت اشكال دارد . هر چند ما مراسيل ابن ابى عمير و صفوان و بزنطى را حجّت مىدانيم ، ولى اين مرسلهء حفص است .

* دلالت روايت حفص بن سوقه

اشكال آقاى خوئى ره به دلالت روايت :

تعبير روايت « يأتى اهله من خلفها » است يعنى از طريق خلف ، وقاع كند ، ولى مورد وقاع همان فرج است ، كما اينكه در روايت معمّر بن خلّاد - ردّاً لقول اليهود كه مىگفتند با دخول قُبل از خلف ، بچّه ، احول مىشود - وارد شده است . بلى اگر « يأتى خلف امرأته » يا « فى دُبر امرأته » بود قابل تمسك بود .

جواب استاد - مدّ ظلّه -

در روايات هيچ جا فرج ، قبل يا دُبر بىواسطه ، متعلّق يأتى واقع نشده ، بلكه