يوجب العلم » .
و شيخ در تهذيب « 1 » فقط روايات نافى غسل را آورده و اشارهاى به روايت مثبتهء غسل نكرده است .
* همچنين در خلاف ، قائل به عدم وجوب شده مىنويسد : اصحاب در اين مسأله دو روايت دارند ، و ما اختلاف آنها را در كتاب اخبار ( يعنى استبصار ) جواب دادهايم . آنگاه بر اساس مرسله بودن خبر حفص بن سوقه و احتمال صدور آن از روى تقيه - كه در استبصار به آن اشاره كرده - روايات عدم وجوب را ترجيح مىدهد .
* ظاهر عبارت نهاية نيز عدم وجوب غسل است . شيخ در نهاية : « فان جامع امرأته فيما دون الفرج و أنزل وجب عليه الغسل ، و لا يجب عليها ذلك ، فان لم ينزل فليس عليه ايضاً الغسل « 2 » » .
* سلار عبارتى دارد كه ظاهرش عدم وجوب غسل است .
* قطب راوندى در فقه القرآن قائل به عدم وجوب شده مىنويسد : « الجنابة تحصل بشيئَين : اما بانزال الماء . . . أو بالتقاء الختانين و حدّه غيبوبة الحشفة فى القبل انزل او لم ينزل . » آنگاه عبارتى از مخالف خود نقل مىكند و مىنويسد :
« و قال ابو مسلم ابن مهر إيزد : يلزم الرجل حكم الجنابة من امور ؛ منها أن يجامع فى قبل أو دُبر « 3 » » .
كسانى هم كه التقاء ختانين تعبير كردهاند ، با توجه به اينكه ختان ، مخصوص قبل است ، استفاده مىشود كه قائل به عدم وجوب هستند .
عدهاى نيز در مسأله ترديد دارند . مثل مرحوم شيخ در باب طهارت از كتاب مبسوط ، و كيدرى در اصباح ، علامه در منتهى ، صاحب مدارك و كشف الرموز .
عدهاى التقاء ختانين تعبير كردهاند كه مخصوص قبل زن است و شامل دبر
هامش
( 1 ) تهذيب ج 1 ، ص 125 .
( 2 ) ينابيع الفقهية ج 1 ، ص 204 .
( 3 ) ينابيع : ج 1 ، ص 336 .