نمىشود .
بعضى هم مسأله را با تعبير فرج مطرح كردهاند كه يك نحو اجمال دارد كه آيا دبر را شامل مىشود يا خير ؟
* شمول يا عدم شمول فرج نسبت به قبل و دُبر
مرحوم شيخ در بسيارى موارد ، فرج را در خصوص قُبل ، و در مقابل دُبر اطلاق كرده است . گرچه گاهى هم از فرج معناى اعم اراده مىشود و در تفسير طبرى نيز ذيل آيه « حرث » نقل مىكند عدهاى فرج را در خصوص قبل و گروهى اعم مىدانند .
لكن به نظر ما همانطور كه در كلمات سابقين آمده ، فرج على الاطلاق خصوص قبل است مگر اينكه تصريح كرده يا قرينهاى بر خلاف بياورند .
* بررسى اجماع سيد مرتضى به وجوب غسل در وطى در دُبر :
ايشان مىنويسد : خلافى بين مسلمين در اين نيست و ضرورت دين رسول ( ص ) است كه فرقى بين مخرجين در وجوب غسل نيست و در كتب اصحاب غير از اين نديدم و از معاصرين خود با حدود شصت سال سابقهء افتاء ، جز اين نشنيدم .
آنگاه مىفرمايد : اخيراً به من رسيده كه بعضى از شيعه اماميه به اعتماد اصل عدم وجوب ، فتوا دادهاند كه وطى در دبر موجب غسل نيست « 1 » .
شيخ طوسى - از معاصرين سيد مرتضى - در حائريات مىنويسد : بعضى از اصحاب ما غسل را واجب نمىدانند .
آيا بر چه اساسى با بودن مخالف ، سيد مرتضى ره به اين محكمى دعواى اجماع كرده است ؟
به نظر مىرسد منشأ اين اجماع اين بوده است كه در كلمات قوم تعبير شده كه جماع در فرج ، غسل مىآورد و ايشان هم فرج را اعم از قبل و دبر مىدانسته و نتيجه گرفته است كه همه قائل به وجوب غسل هستند .
هامش
( 1 ) جواهر ، ج 3 ، ص 32 .