26 / 7 / 1378 دوشنبه درس شمارهء ( 137 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسهء پيش رواياتى كه ظاهر آنها دلالت بر حرمت يا حليت وطى در دبر در حال حيض دارد ، مورد بررسى و تحقيق قرار گرفت ؛ نتيجه آن شد كه تنها روايتى كه از لحاظ سند و دلالت قابل اخذ مىباشد ، روايت عمر بن يزيد است كه دلالت بر حرمت دارد . همچنين برخى از رواياتى كه ظاهر آنها حرمت را در حال حيض منحصر به خصوص موضع الدم دانسته ، مورد بررسى قرار گرفت و مفهوم تعبير « ما دون الفرج » در بعضى از آنها بيان شد . در اين جلسه ابتدا توضيحى بيشتر دربارهء مراد از اين تعبير در احاديث خواهيم داد و شواهدى از روايات خواهيم آورد . سپس شمارى ديگر از روايات مذكور كه ممكن است از اطلاق يا عموم آنها جواز فهميده شود ، مورد بررسى قرار خواهد گرفت . در نهايت مسألهء 3 باب مورد بحث قرار خواهد گرفت يعنى حصول يا عدم حصول نشوز زوجه با عدم تمكين نسبت به وطى در دبر بررسى خواهد شد .
* * *
الف ) مراد از تعبير « ما دون الفرج » در روايات مورد بحث :
1 ) معناى « ما دون الفرج » به نظر استاد مدّ ظلّه
همچنانكه در جلسهء پيش اشاره شد ، بحث در جواز وطى در دبر حائض بود ، روايات در بيان مقدارى كه مىتوان از حائض استمتاع برد ، مختلف بود ؛ در طائفهاى از روايات استمتاع از « ما دون الفرج » مجاز شمرده شده بود ، به اين روايات بر جواز وطى در دبر استدلال شده بود ، بر اين مبنا كه مراد از « ما دون الفرج » ، « ما سواى فرج » باشد ، ولى مراد از تعبير « ما دون الفرج » كه در برخى احاديث آمده ، از جمله در