تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1227

مساهمون:

ص١٢٢٧
وطى استفاده نمىگردد . قسم ششم : پاره‌اى از روايات كه در تفسير آيه شريفه امر به اعتزال و بيان شأن نزول آنها وارد شده كه در عوالى اللئالى و نيز با تفاوتى در روايات اهل تسنن ديده مىشود ، بر طبق اين روايات پس از نزول آيه ، مردان از زنان حائض كناره‌گيرى كرده و آنها را از خانه‌ها بيرون كرده بودند و آنها سرما مىخوردند ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند كه نكاح زنان حائض ( به نقل اهل تسنّن ) يا جماع ( به نقل عوالى اللئالى ) ممنوع است و لازم نيست كه از زنان كناره‌گيرى كامل صورت گيرد . اين روايات اولًا : از جهت سند ضعيف بوده ، ثانياً : از جهت دلالت ناتمام است ، و در مقام بيان شرايط جماع محرم نيست و اگر جماع غير متعارف حرام نباشد با اين روايت منافات ندارد ، و در فرض ظهور روايت در اطلاق ، ظهور ضعيفى است و به آسانى مىتوان از آن رفع يد كرد . در ميان تمام روايات گذشته تنها چهار روايت قابل بحث است كه دلالت دو روايت آنها تمام بوده ، ولى دلالت دو روايت ديگر هم به عقيده ما محل تأمل است . رواياتى كه دلالت آنها تمام است ، يكى روايت عمر بن حنظله است ( طائفه چهارم ذكر شده در آغاز بحث ) كه محدوده جواز استمتاع را در مورد حائض به ما بين الفخذين محصور كرده در نتيجه وطى در دبر كه مرتبه‌اى بالاتر از تفخيذ مىباشد ، محرم خواهد بود ، ولى ظهور اين روايت چندان قوى نيست كه نتوان از آن در فرض تعارض رفع يد كرد ، زيرا ممكن است موضوع نفى و اثبات را در اين روايت ، استمتاعات متعارف دانست ، بنابراين وطى غير متعارف ( / وطى دبر ) اصلًا داخل در موضوع روايت نخواهد بود . روايت ديگر ، روايت عمر بن يزيد است ( طائفه پنجم ) ، اين روايت چون نخست « بين الاليتين » را تجويز نموده و سپس افزوده : « و لا يوقب » ، همچون نص در حرمت وطى در دبر مىباشد ، چون وقتى وطى از پشت مطرح مىگردد فرد ظاهر آن وطى