25 / 7 / 1378 يكشنبه درس شمارهء ( 136 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسات قبل در باره حكم استمتاع از زن حائض سخن گفتيم ، در اين جلسه ضمن نقل مجدد اقوال مختلف در اين باب ، بر عدم صحت قول به حرمت مطلق تماس با زن حائض و يا استمتاع از محدودهء ناف تا زانو تأكيد مىورزيم ، در ادامه روايات مختلفى را كه با تعابير مختلف از وطى - به طور مطلق - در زمان حيض نهى كرده ، نقل نموده كه ممكن است اطلاق آن را شامل وطى در دبر دانست ، ولى خواهيم گفت كه اكثر اين روايات در مقام بيان حكم ديگرى غير از حرمت وطى مىباشند در نتيجه نسبت به حرمت وطى اطلاق ندارند ، تنها دلالت دو روايت عمر بن حنظله و عمر بن يزيد پذيرفتنى است كه از اطلاق روايت نخست هم در ظرف تعارض مىتوان رفع يد نمود .
در ادامه به ذكر اقسام روايات مجوزه پرداخته دلالت رواياتى كه « فيما دون الفرج » را جايز دانسته ، بر جواز وطى در دبر ناتمام خواهيم دانست و ادامهء بحث را به جلسه بعد موكول مىكنيم .
* * *
الف ) روايات مختلف دربارهء استمتاع از حائض :
1 ) اقسام روايات
درباره استمتاع از حائض چند طائفه روايات وجود دارد :
طائفه اول : مطلق استمتاع و مسّ بدن حائض جايز نيست .
طائفه دوم : آن محدودهاى كه پيراهن مىپوشاند ، ممنوع و در ساير قسمتها جايز است .