تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1210

مساهمون:

ص١٢١٠
مخصص در باقى است « 1 » كسانى روى اين مبنا گفته‌اند اگر معناى مجازى متعدد باشد و يكى از مجازها به معناى حقيقى اقرب باشد ، آن معناى مجازى اقرب ، مراد است مثلًا در « جاءنى اسدٌ » به قرينه دانستيم كه از شير ، حيوان مفترس مراد نيست . حال انسان شجاع ، شبيه به شير است در شجاعت و همينطور كسى كه بوى دهان متعفن و بدى دارد نيز شبيه به شير است ، چون دهان شير نيز بدبو است اما معناى مجازى اقرب به معناى حقيقى ( شير ) انسان شجاع است چون صفت بارز شير كه مىتواند وجه مشابهت باشد ، شجاعت است . پس مراد از اين جمله ، « انسان شجاع آمد » خواهد بود . اما بر اين مطلب اشكال شده و به نظر ما هم اشكال واردى است و اينكه معيار براى اقربيت در جائى كه مجازها متعدد شد ، اقربيت در استعمال است نه اقربيت واقعى و اعتبارى . يعنى اقربيت كمّى ، به معناى حقيقى مراد نيست ( مانند اينكه 997 به 1000 اقرب است از 995 ) و اقربيت كيفى ، هم مراد نيست كه در مقايسهء معانى مجازى با معناى حقيقى به جهت اشتراك در صفت بارز ، ذاتاً اقرب المجازات باشد بلكه اقربيت به جهت كثرت استعمال بايد ملاحظه شود . هر استعمالى كه رايج‌تر باشد ، مراد آن استعمال است چون كثرت استعمال منشأ ظهور مىگردد مثلًا چون معمولًا افراد را در شجاعت به شير تشبيه مىكنند و اين تشبيه به شجاعت رايج است بر خلاف تشبيه بر اساس بوى دهان كه رواجى ندارد لذا در « جاءنى اسدٌ » مىگوئيم رجل شجاع مراد است هر چند به فرض بارزترين صفت شير بوى دهان او باشد . همچنين است اگر گفته شد « همهء مردم در مراسم جشن آمده بودند » و خارجاً مىدانيم كه همهء مردم حقيقتاً نيامدند و اين جملهء عام ، مستثنياتى دارد آيا در اينجا از نظر مراتب ظهور ميان عام منهاى يك نفر و عام منهاى دو نفر و . . . هكذا فرقى هست ؟ يعنى اگر همهء مردم يك ميليون نفر باشند و از اين يك ميليون نفر ، چند نفرى نيامده باشند آيا عرفاً چنين است كه يك ميليون نفر منهاى يك نفر
هامش
( 1 ) تقريب‌هاى ديگرى نيز براى حجيت عام بعد از تخصيص شده است كه از محل بحث ما خارج است .