بوده ، چرا آن را اسقاط نموده و اگر روايت نادرست بوده ، چرا آن را قبلًا نقل كرده است . ايشان مىفرمود كه با توجه به طبع مكرر كتب قدماى اهل سنت و وجود ارتباط در دنيا ، امروزه نمىتوان مرتكب حريف شد و عملًا هم تحريف واقع نمىشود . مرحوم آقاى بروجردى ( قدس سرّه ) فرمودند : ابن اثير هنگامى كه مىخواهد مصادر كتاب خود را بيان كند ، مىگويد كه من تا زمان طبرى از كتاب او ( تاريخ طبرى ) نقل مىكنم به استثناى « مسالب صحابه » و بعد از زمان او از منابعى ديگر اخذ كردهام . از اين تعبير وى استفاده مىشود كه در تاريخ طبرى « مسالب صحابه » وجود داشته ، در حالى كه در كتابهاى مطبوع امروزى اين بحث ديده نمىشود و اين نكته نشانگر وقوع تحريف در آن است . خلاصه نظر مرحوم آقاى بروجردى ( ره ) آن بود كه نسبت به كتب گذشته نيز اسقاط و تحريف بسيار در منابع اهل سنت صورت گرفته و آنان هر مبحثى را كه با اهداف و مقاصد آنان هماهنگ نبوده ، حذف كردهاند و حق هم همين است كه مسألهء تحريف در ميان اهل سنت بسيار رايج و متداول بوده است و تحريف عمدتاً به صورت ايجاد نقيصه تحقّق مىيافته است .
نتيجه :
هنگامى كه ما با اختلاف متون مواجه مىشويم ، نمىتوانيم يك اصل كلى را ( مانند اصل عدم زياده ) در همهء موارد جارى كنيم ، بلكه بايد به عوامل تحقّق زياده يا نقيصه توجه نمود . گاه نسبت به وقوع زياده يا نقيصه اطمينان حاصل مىشود و گاهى اطمينان به وجود نمىآيد ، ولى به دلايلى احتمال يك طرف ( مانند زياده ) از طرف ديگر بيشتر است كه در اين مواقع حجيّت متن مبتنى بر قول به حجيت ظنون به طور مطلق ( دليل انسداد ) مىباشد . در برخى موارد هم هر دو احتمال وجود دارد ( زياده و نقيصه ) و نمىتوان يك طرف را بر طرف ديگر ترجيح داد و انسان ناچار از توقّف است .