تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1187

مساهمون:

ص١١٨٧

19 / 7 / 1378 دوشنبه درس شمارهء ( 133 ) كتاب النكاح / سال دوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

در جلسات گذشته به تناسب قيد « اذا رضيت » در يكى از روايات ابن أبى يعفور بحث دوران بين نقيصه و زياده را مطرح كرديم و نتيجه گرفتيم كه هر چند در مواردى كه فقط دوران بين سبق قلم و سقط قلم باشد ، حكم به ساقط شدن از قلم مقدم است ، ولى در انطباق اين قاعده به مواردش بايد مجموعه عوامل مؤثر در نقيصه يا زياده را در نظر بگيريم . در جلسهء گذشته شمارى از عوامل زياده و نقيصه را برشمرديم و در اين جلسه نيز به برخى از اين عوامل اشاره مىكنيم و نتيجه مىگيريم كه نسبت عوامل زياده و نقيصه ، عموم من وجه است . سپس تطبيق اين بحث را بر روايت ابن أبى يعفور بررسى مىكنيم و در پايان مسأله كراهت وطى در دبر را مجدداً بررسى كرده به اين نتيجه مىرسيم كه وطى در دبر كراهت شديد دارد . * * *

الف ) برخى از علل و عوامل وقوع نقيصه يا زياده :

پيشتر برخى از عوامل متعدد وقوع نقيصه و زياده در متون را برشمرديم . حال ابتدا دو عامل شايع زياده و سپس يك سبب نقيصه را توضيح مىدهيم :

1 ) « اشتباه در تطبيق » به « ضميمهء سهو قلم » يا « رعايت احترام » ، از علل وقوع زياده

از جمله عوامل تحقّق زياده در متون ، به ويژه متون روايى ، آن است كه گاه مراد از يك اسم ، شخص خاصى است ، ولى انسان به سبب انسى كه با شخص ديگرى دارد و نوعاً اين اسم را در مورد شخص ديگرى به كار مىبرد ؛ آن را به اشتباه بر شخصى
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1187 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز