جمله اين پاسخ كه در شهادات ، هر چند ائمه رجال خود افراد توثيق شده را نديدهاند ، ولى اين احتمال هست كه شهادت ايشان مستند به شهادت افرادى باشد كه آنها را ديده و عدالت آنها را خود ، درك كرده باشند و همين طور در هر طبقه افرادى وجود دارند كه عدالت آنها با حدس قريب به حس آشكار شده ، اين افراد طبقه قبل را توثيق كرده و بنابراين رشتهء متصل از توثيقات نجاشى را به وثاقت راوى مورد نظر كشانده ، پس توثيق نجاشى بر پايه حسّ استوار است و اگر ما شك هم در حسى يا حدسى بودن توثيق داشته باشيم با اصل حسى بودن و در نتيجه اعتبار شهادت را ثابت مىكنيم .
به بيان ديگر در مورد كسانى چون زراره ما يقين داريم كه در عصر خود به عدالت مشهور بوده و لااقل دو نفر بودهاند كه وى را عادل مىدانستهاند و اين گونه نيست كه به يكباره وثاقت و عدالت زراره اشتهار يافته باشد . و در مورد بسيارى از شهادتهاى رجالى نيز احتمال چنين مطلبى را مىدهيم كه با جريان اصالة الحس در شهادت بر امور محسوس و امور قريب به حس ، كه از اصول عقلايى است مطلب را تمام مىكنيم . اگر ما با اين راهها شبهه فوق را پاسخ گفتيم مسألهاى نيست ، ولى اگر اين راهها را ناتمام بدانيم نوبت به تمسك به دليل انسداد صغير مىرسد ، توضيح اين دليل اين نيست كه وقتى قول ثقه يا شهادت عادل در شرع معتبر دانسته شده و قول ايشان براى كسانى كه پس از هزار و چند صد سال بعد هم مىآيد ، حجت باشد ، از سوى ديگر احراز عدالت و وثاقت افراد پس از اين مدت طولانى به طريق اطمينانى معمولًا ميسر نيست ، نفس معتبر كردن قول ثقه در اين شرايط دليل بر آن است كه در اينجا توسعهاى در كار هست و يا در مقام ثبوت مفهوم وثاقت و عدالت به گونهاى مضيق نيست كه مشكل آفرين باشد يا در مقام اثبات ، ظن براى احراز آن كفايت مىكند .
دليل انسداد صغير در تمام مواردى كه امتثال قطعى يا اطمينانى حكم ميسر نيست ،
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1184
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١١٨٤