25 ، 35 ، 45 ، 60 ، 75 ، 90 آورده است ، اين روايت در كافى و تهذيب ذكر شده و تمام نسخ چاپى و خطى از اين دو كتاب كه ما بدان مراجعه كردهايم ، به همين شكل است ، و همينطور صدوق آن را در معانى الاخبار ذكر كرده و ما به نسخهاى از اين كتاب برخورد نكردهايم كه روايت را به شكل ديگر نقل كرده باشد ، ولى شيخ حرّ در وسائل پس از اشاره به ورود روايت در معانى الخبار مىنويسد :
« . . . الّا انّه قال على ما فى بعض النسخ الصحيحة : فاذا بلغت خمساً و اربعين ( فأن زادت واحدة ) ففيها بنت مخاض - الى ان قال : - فإذا بلغت خمساً و ثلاثين ( فأن زادت واحدة ) ففيها ابنة لبون ثم قال : اذا بلغت خمساً و اربعين ( و زادت واحدة ) ففيها حقة ، ثم قال : فاذا بلغت خمسة و سبعين ( و زادت واحدة ) ففيها بنتا لبون ، ثم قال : فاذا بلغت تسعين ( و زادت واحدة ) ففيها حقتان « 1 » .
ما دربارهء اين روايت مكرّر عرض كردهايم كه اين عبارت « فان زادت واحدة » يا « و زادت واحدة » از روايت نيست ، بلكه حاشيهاى است كه داخل متن شده است ، زيرا صرف نظر از اين كه در هيچ نسخهاى از نسخ كافى و تهذيب « 2 » اين عبارت نيامده و نيز ما در معانى الاخبار به چنين نسخهاى برنخوردهايم و تمام نسخى از اين كتاب كه ما ديديم اين عبارت را ندارد ، دقت در خود حديث مىرساند كه نمىتواند اين عبارات اصيل بوده و در ساير نسخ افتاده باشد ، زيرا هيچ معقول نيست كه نسّاخ همواره به محض رسيدن به اين عبارت اشتباه كرده ( و مثلًا خوابشان ببرد ) و در نتيجه عبارت ساقط شود ، سقوط 6 عبارت مشابه از روايت به هيچوجه معقول نيست و امكان تصادف در وقوع سقط در خصوص اين موارد عادتاً منتفى است ، ولى زائد شدن اين عبارات وجهى كاملًا منطقى دارد .
هامش
( 1 ) وسائل 9 : 113 / 11645 ، باب 12 از ابواب زكات الانعام ، ح 7
( 2 ) برخى از نسخ اين كتابها بسيار معتبر بوده و چه بسا با اصل نسخه مصنف مقابله شده است . ولى در هيچ يك اين زيادات ديده نمىشود .