تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1180

مساهمون:

ص١١٨٠
مىشد . من در اوائل كه گاه نسخ حديثى را با نسخ معتبر مقابله مىكردم ، مىديدم كه در كنار عبارات سند و متصل بدان كلماتى نوشته شده ، مثلًا پس از « احمد بن محمد » در بين دو سطر و متصل به محمّد با خط ريزتر نوشته شده « بن عيسى » ، يا پس از كلمهء « على » در آغاز سند كافى نوشته شده « بن ابراهيم » ، در آن زمان خيال مىكردم كه از نسخه ، سقطى رخ داده و در زير عبارت سند ، افزوده شده است ، ولى بعداً متوجه شدم كه اين عبارات ، تفسيرهايى است كه مطالعه كنندگان براى توضيح عبارت سند در حاشيه افزوده‌اند و در اصل سند نيست ، و علت ريزتر نگاشتن آنها هم همين است كه با عبارت متن مخلوط نشود ، حال اگر ناسخى كه اهل فن نيست از روى اين گونه نسخ بخواهد نسخه نگارى كند قهراً به اشتباه مىافتد و اين توضيحات تفسيرى را سقط پنداشته داخل در متن مىآورد . دخول حاشيه در متن البته آنچنان شايع نيست كه اصالة العدم را ذاتاً از ميان ببرد ولى در مقام تعارض بين دو نقل ، گاه مىتواند منشأ گردد كه ما حكم به زائد بودن عبارت و دخول حاشيه به متن بنماييم . حال ما چگونه مىتوانيم اين گونه عبارات الحاقى را بشناسيم ؟ يكى از راههاى شناسايى دقت در روش تأليف كتاب است ، اگر مثلًا مؤلفى هيچ‌گاه تاريخ وفات مؤلفين را ذكر نمىكند يا هيچ توضيح جغرافيايى يا حاشيه ادبى در كتابش ديده نمىشود ، ولى پس از نام كسى در اين كتاب ، عبارت « المتوفى سنة . . . » ديديم ، يا پس از يك عَلَم جغرافيايى توضيحى كامل در بارهء محل آن ببينيم كه اصلًا معهود نيست ، يا توضيحات ادبى يا ساير نكاتى كه با روش مؤلف بيگانه است ، اين ناسازگارى با روش مؤلف كاشف از اين است كه حاشيه داخل متن شده كه البته گاه با اين راه اطمينان مىيابيم كه حاشيه داخل متن شده است ، گاه ظن و گاه احتمال عقلايى حاصل مىشود .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1180 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز