تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1179

مساهمون:

ص١١٧٩
گفت . و قطع نظر از دليل انسداد صغير ، ملاك در تمام اصول ، اطمينان مىباشد ، بنابراين حتى اگر نسبت بين مناشئ زياده و مناشئ نقيصه ، عموم و خصوص مطلق هم باشد باز تنها اگر اصالة عدم الغفلة سبب اطمينان - و لو نوعاً - گردد مىتوان با اعتماد به اين اصل ، حكم به وقوع نقيصه نمود . در اينجا مناسب است در بارهء مناشئ اختصاصى زياده سخن بگوييم .

3 ) مناشئ اختصاصى زياده

منشأ اول : خلط عادت مؤلف با عبارات حديث مىباشد ، در كتاب فقيه ، گاه صدوق عبارت خود را پس از نقل عبارت حديث بلافاصله و بدون علامت مشخص ذكر مىكند . گاه خود مطلب حديث ، دليل بر آن است كه پايان آن كجاست و گاه چنين دلالتى هم در كار نيست كه در اينجا بسيارى اشتباه كرده‌اند و چه بسا عبارت صدوق را ذيل عبارت حديث گرفته‌اند ، در نتيجه عبارتى به حديث افزوده شده كه جزء اصل حديث نيست . از جمله اين موارد ، تفسيرهايى است كه مؤلفان متأخر دربارهء روات اسناد بدان ضميمه مىكنند ، مثلًا شيخ حرّ در معمول موارد كه عبارت « ابن مسكان عن ابى بصير » واقع است اين جمله را مىافزايد : « يعنى ليث المرادى » « 1 » . منشأ دوم : دخول حاشيه در متن ، در كتب خطى ، مطالعه كنندگان حواشى بسيار در حاشيه كتاب يا بين السطور مىنگاشته‌اند كه گاه ناسخ متأخر عبارت حاشيه را عبارت متن مىپنداشته كه از متن ساقط شده و در حاشيه نگاشته شده ، در نتيجه در نسخه خود اين عبارت را در متن درج مىكرده است در نتيجه عبارتى به متن افزوده
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به وسائل 1 : 38 / 59 ، 8 : 321 / 10783 ، 367 / 10922 ، 9 : 210 / 11858 ، 309 / 12092 ، 12 : 356 / 16499 ، 466 / 16794 ، 548 / 17048 ، 13 : 190 / 17544 ، 531 / 18377 ، 14 : 165 / 18880 و نيز موارد ديگر .